middle east

جیمز اف. جفری و سونر چاگاپتای

مترجم: کاوە فاتحی

 

توضیح مترجم: این مقاله توسط دو عضو برجسته موسسه واشنگتن در سال ۲۰۱۷ نوشته شده است. دو سال پیش، یکی از دوستان این مقاله را برای من فرستاد و من آن را خواندم و به فارسی ترجمه کردم، اما در میان کارهای روزمره و دغدغه‌های دیگر و کمی تنبلی خودم، گم شد. پس از وقایع هفتم اکتبر، این مقاله دوباره به ذهنم خطور کرد و کمی آن را ویرایش کردم، اما باز هم آن را منتشر نکردم. در این مدت، پس از اعلام پیام آقای عبدالله اوجالان و بررسی وضعیت ترکیه در رابطه با فرایند صلح، تصمیم گرفتم آن را منتشر کنم. به نظر می‌رسد خواندن این مقاله برای درک بخشی از زوایای پنهان و آشکار وقایع این روزها جالب باشد. برخی از دادەها و نکات این مقالە بە وقایع سالهای ٢٠١٧ و قبل از آن اشارە دارد کە میتوان بە رویدادهای این روزها نیز گرە داد.

 

ترکیه، به‌ مثابە یکی از اعضای ناتو، در موقعیتی کلیدی و حساس قرار گرفتە است. این کشور نه‌تنها در مبارزه با داعش در عراق و سوریه نقش داشته، بلکه در تلاش برای پایان دادن به جنگ سوریه، کنترل سیل پناهجویان سوریەای به اروپا و همچنین مقابله با نفوذ روسیه در اروپای شرقی نیز تأثیرگذار بوده است. ازاین‌رو، آنکارا برای ایالات متحده یک متحد حیاتی بە شمار می آید.

در صورت تنش میان واشنگتن و آنکارا، آمریکا در پیشبرد سیاست‌های خود در منطقه با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. ترکیه یکی از مهم‌ترین کشورها برای آمریکا به شمار می‌آید و در سیاست‌های واشنگتن در جنوب اروپا و خاورمیانه نقش محوری دارد.

بااین‌حال، سوءتدبیرهای سیاسی آمریکا در جنگ داخلی سوریه، همراە با حمایت از حزب اتحاد دموکراتیک سوریه (پ ی د) در نبرد علیه داعش در شرق سوریە، امکان خطر نزدیکتر شدن ترکیە بە روسیە را بە دلایل تماما دفاعی افزایش می‌دهد. بنابراین، دولت جدید آمریکا باید درک عمیق‌تری از انگیزه‌ها و اهداف رجب طیب اردوغان، که از زمان مصطفی کمال آتاتورک در سال ١٩٢٣،  قدرتمندترین رهبر ترکیه بە حساب میاید، داشته باشد.

از سال ٢٠٠٢، حزب عدالت و توسعە (آ ک پ) بە رهبری اردوغان کوشیدە است ترکیە را تبدیل بە به یک  قدرت محوری و مستقل در خاورمیانه کند، اما تاکنون در این مسیر موفق نبوده است. علاوە بر این، طنز ماجرا آن است کە سیاست خارجی ترکیە کنونی شباهت زیادی به دوران ریاست‌جمهوری سلیمان دمیرل در سال ۱۹۹۵ دارد: روابط نامشخص با روسیه، ایران، عراق و سوریه، در حالی که تنها متحدان ثابت‌قدم آن، ایالات متحده و در نتیجه ناتو هستند. روابط با اسرائیل که به‌تازگی رو به عادی‌سازی گذاشته است و مناسبات متزلزل با اتحادیه اروپا که با پیشرفتهای مقطعی و عقبگردهای متناوب همراە است.

در این میان، رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده فرصتی دارد تا روابط با اردوغان را بهبود بخشد و ترکیه را به شکلی مؤثرتر و با ثبات بیشتری در ابتکارات منطقه‌ای مشارکت دهد، حتی اگر این همکاری بر پایه منافع متقابل و گاهی با تنشهای احتمالی همراە شود.

 

چرا ایالات متحده نیاز بە اتخاذ سیاستی جدید نسبت بە ترکیه دارد؟

پیامدها و خطرات ناشی از شکست در روابط با ترکیه بسیار گسترده است؛ از ناکامی تلاشهای ایالات متحدە در مقابله با داعش گرفته تا تضعیف نقش ناتو در کنترل سیل پناهجویان به اروپا، مسئله‌ای که می‌تواند ثبات متحدان آمریکا را به خطر بیندازد. افزون بر این، ترکیه، چه با اردوغان و چه بدون او، یکی از پویاترین اقتصادهای منطقه به شمار می‌رود و سالهاست کە بە عنوان متحد کلیدی ایالات متحدە نقش آفرینی کردە است . نوع مدیریت روابط با ترکیه،درست یا نادرست، بازتابی جهانی خواهد داشت.

 

رویکردهای سنتی ناکارآمد

بااین‌حال، رئیس‌جمهور آینده آمریکا نمی‌تواند با استفاده از رویکرد سنتی واشنگتن، ترکیه را به شکلی پایدارتر در جرگە متحدان خود حفظ کند. این رویکرد بر این فرض استوار است که آمریکا همیشه برگ‌های برنده بیشتری در دست دارد، زیرا مدافع ارزش‌های جهانی است، بهتر از دیگران می‌داند چه چیزی به نفعشان است، و اینکه متحدانش ناچارند رابطه با واشنگتن را در اولویت قرار دهند، زیرا گزینه‌های جایگزین کمتر و محدودتری دارند.

در این رویکرد، واشنگتن اغلب دچار این وسوسە میشود کە با متحدان و دوستان خود بە مثابە والدینی رفتار کند که با «کودکان سرکش» روبه‌رو هستند، با نصایح طولانی، تلاش‌های مکرر در جهت متقاعدکردن، و در صورت لزوم، تهدید به قطع حمایت. اما این رویکرد، نه‌تنها اغلب منجر به نتایج دلخواه آمریکا نمی‌شود، بلکه در قبال اردوغان و حتی در سطح بالاتر، در مواجهه با ترکیه به‌عنوان یک ”سیستم سیاسی”، بارها نتایجی معکوس و بحران‌زا داشته است.

 

راه پیش رو

در پی این ناکامی‌ها، ایالات متحده باید رویکردی مبتنی بر تعامل و همکاری عملی را در قبال ترکیه در پیش بگیرد، رویکردی که بر منافع مشترک امنیتی متمرکز باشد، اما درعین‌حال، ارزش‌های لیبرال دموکراتیک را نیز مدنظر قرار دهد و برای پیشرفت در این زمینه‌ها، فضای گفت‌وگو و مذاکره ایجاد کند.

در این رویکرد، داشتن ابزارهای مؤثر برای تعامل و توافق استواربر دادوستد ضروری است. دولت اوباما نسبت به اثربخشی بسیاری از این ابزارها تردید داشت، اما اگر رئیس‌جمهور آینده آمریکا بتواند آن‌ها را به‌درستی به‌کار گیرد و ارائه دهد، این امر می‌تواند توجه و همکاری بیشتری {از سوی ترکیه} را جلب کند.

در صورت همکاری بیشتر آنکارا در پیشبرد برنامه‌های ایالات متحده، واشنگتن می‌تواند با تلاش و منابع بیشتری به نیازهای ترکیه پاسخ دهد. این همکاری، بسته به اولویت‌های دولت جدید آمریکا و تحولات جهانی، ممکن است تغییر کند، اما به‌احتمال زیاد شامل توجه بیشتر به نگرانی‌های مشروع ایالات متحده در مورد تحولات داخلی ترکیه تحت حکومت اردوغان خواهد بود.

 

دستور کار اردوغان

برای هرگونه تغییر و بازنگری در روابط، درک اهداف اردوغان ضروری است. او تا سال ۲۰۲۳، صدمین سالگرد تأسیس جمهوری ترکیه،در تلاش است ترکیه‌ای از لحاظ سیاسی باثباتتر، از نظر بین‌المللی و اقتصادی قویتر، و تأثیرگذارتر بسازد، به گونه‌ای که دستاوردهای تاریخی آتاتورک را پشت سر بگذارد.

این هدف الزاماً به معنای تقویت ترکیه در چارچوب ارزش‌های غربی نیست. اگرچه اردوغان در ظاهر از حداقل‌های دموکراسی حمایت می‌کند، اما وابستگی کامل به نظم امنیتی جهانی تحت رهبری آمریکا را در دستور کار خود ندارد. بااین‌حال، اگر متقاعد شود که این سیستم می‌تواند برنامه‌های بین‌المللی و اقتصادی او را پیش ببرد، ممکن است از آن حمایت کند.

برای دستیابی به این اهداف، اردوغان به قدرتی مشابه آتاتورک نیاز دارد. در سال ۲۰۱۴، او از مقام نخست‌وزیری کناره‌گیری کرد تا بە عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب شود. باوجود افزایش اختیارات رسمی و غیررسمی او، ازجمله کنترل دیفاکتوی حزب خود، حزب عدالت و توسعه (آ ک پ)، کە تقریباً بدون هم پیمان سکان دولت را از سال ۲۰۰۲ در دست داشتەاست، ترکیه همچنان یک سیستم پارلمانی است.

ازاین‌رو، او {اردوغان} از زمان تصدی ریاست‌جمهوری بر تغییر ترکیه به یک نظام اجرایی {ریاست جمهوری} تمرکز کردە است. این تغییر مستلزم اصلاح قانون اساسی برای لغو الزام غیرحزبی بودن رئیس‌جمهور است، تغییری که به او اجازه می‌دهد رسماً رهبری حزب عدالت و توسعه را نیز در دست داشته باشد.

 

سرنوشت دو رهبر پیشین، تورگوت اوزال و سلیمان دمیرل، برای اردوغان آموزندە بوده است. هر دوی آن‌ها پس از رسیدن به مقام ریاست‌جمهوری، جنبش سیاسی آنها رو بە افول گذاشتند. اردوغان که تمایلی به تکرار این تجربه ندارد، همان‌طور که در کنار گذاشتن احمد داوود اوغلو از نخست‌وزیری دیدە شد، مصمم است که با حفظ کنترل مستقیم بر حزب خود، از این سرنوشت جلوگیری کند.

در این ساختار، او هم‌زمان رئیس جمهور ترکیە، رهبر حزب حاکم و عملا مقام اجرایی اصلی کشور خواهد بود. طبق قانون ترکیه، دو مسیر قانونی برای اصلاح قانون اساسی و حذف محدودیت‌های ریاست‌جمهوری وجود دارد: کسب دو‌سوم اکثریت در پارلمان (۳۶۷ رأی از مجموع ۵۵۰ نماینده)، یا کسب سه‌پنجم اکثریت (۳۳۰ رأی)، که در این صورت اصلاحیه باید در یک همه‌پرسی عمومی نیز تصویب شود.

 

درحال‌حاضر، حزب عدالت و توسعه (آ ک پ) با ۳۱۷ کرسی، به‌تنهایی اکثریت لازم را برای اصلاح قانون اساسی ندارد. نتایج انتخابات و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که این حزب تقریباً به سقف حمایت مردمی خود رسیده است. بنابراین، برای دستیابی به حدنصاب لازم، اردوغان باید استراتژی خود را تغییر دهد و به ائتلاف‌های جدید بیندیشد. در این میان، حزب حرکت ملی‌گرا (م ه پ)، یکی از احزاب اپوزیسیون راست‌گرا، تبدیل به یک بازیگر کلیدی می‌شود. اردوغان می‌تواند با جلب حمایت این حزب و ۴۰ نماینده آن در پارلمان، به همراه پایگاه رأی‌دهندگانش در صورت برگزاری همه‌پرسی، حداقل آرا را برای ایجاد یک نظام ریاستی اجرایی به دست آورد.

 

برای جذب حمایت م ه پ، اردوغان فشار بر دشمن سرسخت این حزب، یعنی حزب دموکراتیک خلق‌ها (ه د پ)، که نماینده بخش وسیعی از کردها است، را افزایش داده است. او تهدید به اقدامات قانونی علیه ه د پ کرده، اقدامی که می‌تواند حمایت ملی‌گرایان را تقویت کند. این سیاست همچنین تا حدی دلیل تشدید درگیری‌های دولت ترکیه با حزب کارگران کردستان (پ ک ک) و مخالفت سرسختانه اردوغان با حزب اتحاد دموکراتیک سوریه (پ ی د)، شاخه پ ک ک در سوریه، را توضیح می‌دهد.

از منظر سیاسی، چنین رویکردی به اردوغان اجازه می‌دهد حمایت مردمی بیشتری برای حزب عدالت و توسعه (آ ک پ) جلب کند—چه از طریق همکاری با م ه پ در پارلمان فعلی، چه برگزاری انتخابات زودهنگام، یا جلب رأی مردم در یک همه‌پرسی عمومی چنین نتیجه‌ای همچنین به‌طور مؤثری اصلی‌ترین جناح اپوزیسیون، یعنی حزب جمهوری‌خواه خلق (ج ه پ) را که دارای ۱۳۳ کرسی در پارلمان است، به حاشیه می‌راند.

 

دومین دغدغە بزرگ اردوغان، علاوه بر مسئله ملی‌گرایان کرد، جنبش گولن است. اردوغان معتقد است که این جنبش و بنیان‌گذار آن، فتح‌الله گولن، که در ایالت پنسیلوانیای آمریکا اقامت دارد، پشت توطئە کودتای نافرجام ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۶ بوده‌اند کە در این کودتا ۲۴۴ ترک کشته شدند و خود رییس جمهور نیز نزدیک  بود جانش را از دست بدهد.

با توجه به این دیدگاه، اردوغان به احتمال زیاد هیچ‌گاه از تلاش برای استرداد گولن از ایالات متحده دست نخواهد کشید. بسیاری از مردم ترکیه، از جمله حامیان حزب عدالت و توسعه (که تقریباً نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند) و حتی برخی مخالفان سکولار، با دشمنی اردوغان نسبت به جنبش گولن هم‌نظر هستند.

ترکهای لیبرال سکولار، حزب عدالت و توسعه را به‌عنوان یک جریان اسلام‌گرای آشکار و خطرناک می‌بینند، اما جنبش گولن را یک گروه اسلام‌گرای مخفی و مرموز می‌دانند که حتی ممکن است خطرناک‌تر باشد. حتی ملی‌گرایان کرد نیز از جنبش گولن بیزارند. گولنیست‌ها، که خود را ملی‌گرای ترک می‌دانند، مدت‌ها است که با پ ک ک و هرگونه امتیاز فرهنگی یا سیاسی به کردها مخالفت کرده‌اند.

 

ایالات متحده چه امتیازاتی میتواند بدهد؟

همانطور کە ذکر آن رفت، برای موفقیت در هر نوع رابطه با اردوغان، این رابطه باید مبتنی بر منافع متقابل و دادوستدها باشد، نه بر اساس دوستی عمیق یا ارزش‌های مشترک. بنابراین، دولت جدید آمریکا باید بداند در جعبە ابزارش چە ابزارهایی را در اختیار دارد و در رابطە با ترکیە چە دادوستدی میتواند بکند. موارد دادوستدها را در سە حوزە قرار میگیرند: مسائل دوجانبه، همکاریهای کلی در سیاست خارج و مسائل مربوط به سوریه و ایران.

 

مسائل دوجانبه

در گام نخست، با توجه به اینکه مسئله گولن بە طور بی سابقەایی بسیاری از ترکها، از جمله کردهای ترکیه، را حول محور اردوغان متحد کرده است، واشنگتن باید تلاش کند تا آنکارا را متقاعد کند که درخواست استرداد گولن را به‌سرعت و به‌طور جامع بررسی کند. اگر دادگاه‌های آمریکا این استرداد را به تعویق بیندازند یا رد کنند، دولت ایالات متحده باید فوراً اقداماتی مانند محدودیت‌های سفر و تحقیقات مالی را به کار گیرد تا نفوذ گولن و سازمانش در امور داخلی ترکیه کاهش یابد.

 

از سوی دیگر، ایالات متحده می‌تواند به‌صورت غیررسمی تضمین دهد که قطعنامه مربوط به نسل‌کشی ارامنه در کنگره آمریکا تصویب نخواهد شد. این موضوع همواره یکی از مسائل حساس در روابط دو کشور بوده و اکثر ترکها نسبت به آن واکنش‌های شدید نشان می‌دهند. در رابطە با فروش تسلیحات بە ترکیە، ایالات متحده می‌تواند تلاش جدی‌تری برای رسیدگی به شکایات طولانی مدت ترکیه درمورد تأخیر در تحویل تسلیحات، کاهش قابلیتهای سیستمهای تسلیحاتی، و مقاومت در برابر جبران خسارتها در چارچوب برنامه فروش تسلیحات نظامی خارجی بە ترکیە را  انجام دهد. واشنگتن باید متعهد شود که وزیر دفاع آمریکا در اولین فرصت به ترکیه سفر کند، سفری که نه‌تنها تمرکز آن بر ژئوپلیتیک، بل بر اتخاذ مدلی مشابه روابط تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل خواهد بود، تا یک برنامه فروش تسلیحاتی روان‌تر و بهتر مدیریت‌شده را تضمین کند.

 

پروژە محوری جنگنده‌های اف۳۵ باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. به‌طور کلی، رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده و وزیر دفاع باید روابط نظامی آمریکا و ترکیه را ترمیم کنند. این روابط از زمانی که برداشت‌های منفی وزارت دفاع ایالات متحده از نقش اردوغان در جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، قطع روابط با اسرائیل، سیاست سوریهاز جمله سیاست درهای باز ترکیه به روی افراطگرایان {اسلامی} در آنجا {سوریە}—و همچنین مخالفت آنکارا با اتحاد حزب کوردهای سوریە، اتحاد دموکراتیک سوریه (پ ی د)، با واشنگتن در مبارزه با داعش آسیب دیده، نیازمند بازسازی و ترمیم است.

 

سوریە/ایران

جدا از مسئلە گولن، سیاست ایالات متحده در سوریه مهمترین دلیل دیگر تنش در روابط آمریکا و ترکیه بوده است. این سناریو سیاسی، ترکیه را در مرزهای جنوبی خود با سه تهدید اصلی مواجه کردە است:

١. رژیم بشار اسد: این رژیم که با روسیه و ایران متحد است، از نگاه ترکیه یک تهدید بالقوه وجودی به حساب می‌آید.

۲. جنبش ملی‌گرای کردی چپ‌گرا: این جنبش شامل پ‌ک‌ک در جنوب شرقی ترکیه و شمال عراق و سازمان خواهرش در سوریه یعنی پ ی د در شمال سوریە است. این موضوع تهدیدی جدی و بلندمدت برای یکپارچگی سرزمینی ترکیه به شمار می‌آید و یک چالش عمده در سیاست داخلی آنکارا است.

۳. داعش: اگرچه داعش یکی از خطرات پیش‌رو برای ترکیه است، اما مقامات ترکیه آن را بە مثابە تهدیدی وجودی نمی‌دانند. در مقابل، دولت اوباما سیاست عمدە خود در سوریه و عراق را نابودی داعش تعریف کرده بود. اگرچه به‌طور رسمی ایالات متحده خواستار برکناری بشار اسد بود و او را عامل تقویت تروریسم اسلامی سنی می‌دانست و همچنین پ ک ک را سازمانی تروریستی میدانست، اما در عمل، به دلیل خطرات رویارویی با اسد و روس‌ها و تمایل به حفظ دیپلماسی با ایران، علاقه چندانی به مقابله با اسد و متحدانش نداشت. علاوه بر این، برای مبارزه با داعش، آمریکا متکی به پ ی د وابسته به پ‌ک‌ک بود که این موضوع باعث ایجاد تنش با آنکارا شد.

 

فرصتی برای همکاری در سوریه

حمله نظامی ترکیه به سوریه در اواخر تابستان ۲۰۱۶ فرصتی برای تغییر وضعیت به‌وجود آورد. عملیات جرابلس یک موضع استراتژیک در سوریە برای ترکیە فراهم کرد که جایگاە آنکارا را به‌عنوان متحدی مناسب در جنگ علیه داعش برای واشنگتن ترفیع داد. اما تصورات و دیدگاههای بە شدت متفاوت واشنگتن و آنکارا درباره نحوه مبارزه با داعش در شمال سوریه باعث بروز اختلافات عمیق شد که در ژانویه ۲۰۱۷ به اوج خود رسید.

پس از تلفات قابل توجه نیروهای ترکیه در نبرد با داعش در منطقه الباب، ترکیه نتواست به دلایل فنی حمایت هوایی آمریکا را به دست آورد و مجبور شد به روسیه برای حملات هوایی متوسل شود. این امر منجر به تهدیدهای مکرر ترکیه مبنی بر بستن پایگاه‌های خود به روی عملیات ضد داعش آمریکا شد.

جدا از مسائل فنی، مشکل اصلی این است که آمریکا برای حمله به پایتخت داعش در رقه، به پ ی د و متحدان عرب آن درج نیروهای دموکراتیک سوریه (س د ف) تکیه دارد، این در حالی است کە ترکها، از سوی دیگر، نگران هستند که این اتحاد و حمایت از پ ی د باعث شکل‌گیری یک منطقه خودمختار کردی بزرگ و پیوسته تحت کنترل کردها شود که می‌تواند جبهه‌ای جدید برای فعالیت‌های پ‌ک‌ک علیه ترکیه باشد و حتی مسیری برای نفوذ ایران به سوریه غربی و لبنان فراهم کند.

 

این نگرانی‌ها برای ترکیه مشروع است. اگر واشنگتن بتواند بر سر ایجاد یک منطقه امن در شمال سوریه به توافقی با ترکیه برسد که در آن از نیروهای ترکیه و متحدان سوری‌اش با تیم‌های مشاوره‌ای و حمایت هوایی پشتیبانی کند، فعالیت‌های پ ی د را در مناطق غیرکردی محدود کند و از به‌رسمیت‌شناسی خودمختاری پ ی د خودداری نماید، بسیاری از تنش‌ها در روابط آمریکا و ترکیه کاهش خواهد یافت.

 

چنین همکاری مشترکی همچنین به آمریکا، علیرغم آتش‌بس فعلی، اهرم فشاری علیه تلاش‌های ایران و روسیه برای کسب پیروزی کامل بر مخالفان سوری خواهد داد. همکاری مشترک آمریکا و ترکیه، از جمله احتمال ایجاد یک جبهه‌ جداگانه در غرب مناطق تحت کنترل پ ی د علیه رقه، می‌تواند به تسریع نابودی داعش کمک کند.در هر صورت، ایالات متحده بدون پایگاه‌های ترکیه بە آسانی نمی‌تواند یک عملیات جدی علیه داعش در شمال سوریه پیش ببرد، که این همکاری مستلزم هزینەهایی است.

 

پ ک ک زمینە دیگری برای همکار ایجاد میکند

ایالات متحده می‌تواند از طریق حمایت اطلاعاتی/استخباراتی بیشتر در مبارزه ترکیه با پ‌ک‌ک، فرصتی برای همکاری با آنکارا ایجاد کند و در عوض، خواستار دریافت اطلاعات بیشتری درباره برنامه‌های ترکیه برای مقابله با این گروه شود.

همچنین، واشنگتن باید روابط ترکیه و حزب اتحاد دموکراتیک (پ ی د) در سوریه را فراتر از مبارزه با داعش مدیریت کند. در بلندمدت، این مدیریت باید به ازسرگیری مذاکرات صلح میان آنکارا و پ‌ک‌ک منتهی شود. چرا که هر دو طرف یعنی آنکارا و پ ی د، یکدیگر را از دریچه روابط ترکیه و پ‌ک‌ک می‌بینند و این مذاکرات می‌تواند به تغییر اساسی در لحن روابط میان ترکیه و پ ی د منجر شود.

اردوغان، که میخواهد بە یک رییس جمهور با مقام اجرایی تبدیل شود، به‌خوبی می‌داند که اگر بتواند پیروزی نظامی علیه پ‌ک‌ک بدست آورد، محبوبیت او در میان بسیاری از رأی‌دهندگان به‌شدت افزایش خواهد یافت. چنین پیروزی‌ای می‌تواند به او بیش از ۵۰ درصد آرا بدهد و مسیر را برای تحقق رویای دیرینه‌اش یعنی ریاست‌جمهوری اجرایی و حزبی هموار کند.

با این حال، ترکیه به احتمال زیاد تا زمانی که اردوغان نتواند شکست نظامی مشخصی بر پ‌ک‌ک تحمیل کند، وارد مذاکرات صلح با این گروه نخواهد شد. به همین دلیل، تا زمانی که اردوغان نتواند چنین پیروزی‌ای را ثبت کند، روابط ترکیه و پ ی د همچنان پر از تنش خواهد بود. در این میان، ایالات متحده ممکن است کمک‌های نظامی پیشرفته‌تر به ترکیه ارائه دهد تا او را در دستیابی به این هدف یاری کند.

 

در این زمینه، بزرگ‌ترین اهرم قدرت اردوغان، عبدالله اوجالان، بنیان‌گذار پ‌ک‌ک است که اکنون در زندانی در ترکیه در حال گذراندن حکم حبس ابد است. اوجالان همچنان نفوذی کاریزماتیک بر پ‌ک‌ک و همچنین پ ی د دارد. تصاویر اوجالان در دفاتر پ ی د و نشانه‌های او بر روی یونیفرم‌های نیروهای مدافع خلق (ی پ گ) که شاخه نظامی پ ی د محسوب می‌شود، وابستگی این گروه به پ‌ک‌ک را نشان می‌دهد. تاکنون، اردوغان اوجالان را در انزوا نگه داشته است، اما زمانی که احساس کند به اندازه کافی به پ‌ک‌ک ضربه نظامی وارد کرده، احتمالاً به اوجالان اجازه خواهد داد که سخن بگوید.

در این مرحله، رهبر پ‌ک‌ک ممکن است از این سازمان بخواهد که سلاح‌های خود را بر زمین بگذارد. اوجالان برای خروج از زندان تمایل دارد که به‌عنوان بخشی از یک توافق با اردوغان، پیام آتش‌بس را به پ‌ک‌ک منتقل کند. هر دو گروه پ‌ک‌ک و پ ی د احتمالاً به اوجالان، که هم به‌عنوان رهبر افتخاری و مهمتر از آن به‌عنوان رهبر ایدئولوژیک آن‌ها شناخته می‌شود، گوش خواهند داد.

در این شرایط، روابط ترکیه و پ ی د احتمالاً به وضعیت پس از سال ۲۰۱۳ بازخواهد گشت، یعنی زمانی که تنش‌ها کاهش یافته و تماس‌های مستقیم میان آنکارا و پ ی د در سال‌های ۲۰۱۴۲۰۱۵ برقرار بود. در بلندمدت، اگر توافقی میان اوجالان و پ‌ک‌ک حاصل شود، ترکیه ممکن است بتواند روابطی مشابه با روابط خود با حکومت اقلیم کردستان عراق را با روژاوا برقرار کند.

 

در سال ۲۰۰۷، رهبران اقلیم کردستان که در محاصره دولت‌های خصمانه مانند ایران، عراق، سوریه و ترکیه قرار داشتند، تصمیم گرفتند که برای بقای طولانی‌مدت خود حداقل یک متحد داشته باشند و ترکیه را به عنوان شریک انتخاب کردند.

در سال‌های بعد، اربیل مشوق‌های اقتصادی و مالی نظیر دسترسی به بازارهای حکومت اقلیم کردستان عراق و قراردادهای نفت و گاز را به آنکارا ارائه داد. این روابط اقتصادی زمینه‌ساز همکاری‌های سیاسی و حتی امنیتی میان آنکارا و کردهای عراق شد. گرچه روژاوا به‌اندازه اقلیم کردستان عراق منابع نفتی ندارد، اما دسترسی ترکیه به بازارها و بخش‌های ساخت‌وساز آن قطعا می‌تواند انگیزه‌ و عامل جذابی در هرگونە تلاش برای نزدیکی میان کردهای سوریە و آنکارا عمل کند.

 

مهم‌تر از همه، روژاوا می‌تواند برای ترکیه به‌عنوان یک منطقه حائل عمل کند، که کشور را از بی‌ثباتی‌ها، جنگ‌های فرقه‌ای، درگیری‌ها و تهدیدات جهادیها در دیگر مناطق سوریه مصون نگه دارد. همانطور کە اقلیم کردستان عراق به‌عنوان یک حائل بسیار مؤثر میان مرکز ناآرام عراق و ترکیه عمل کرده است. شکل‌گیری یک رابطه نزدیک میان ترکیه و روژاوا تنها در صورتی ممکن است که مذاکرات صلح و روابط خوب میان آنکارا و پ‌ک‌ک برقرار شود، و در نتیجە روابط ترکیه و پ ی د نیز بهبود یابد.

از سوی دیگر، کردهای سوریه ممکن است به‌تدریج، با پیروی از الگوی اقلیم کردستان عراق، به این نتیجه برسند که نمی‌توانند در محیطی خصمانه کە توسط دشمنان احاطە شدەاند و بدون هیچ دوستی دوام بیاورند و برای بقا در بلندمدت به حداقل یک دوست—ترکیه—نیاز دارند.

سیاست ایالات متحده باید بر کمک به ترکیه در تضعیف نظامی پ‌ک‌ک متمرکز باشد تا زمینه را برای آغاز مذاکرات میان ترکیه و پ‌ک‌ک فراهم کند، چرا که این امر مقدمه‌ای قطعی برای عادی‌سازی روابط ترکیه و روژاوا خواهد بود. حتی اگر روابط ترکیه و روژاوا هرگز به سطح روابط ترکیه و اقلیم کردستان نرسد، چرا که اقلیم کردستان یک واحد سیاسی بسیار بزرگ‌تر از روژاوا است و برای ترکیه مزایای اقتصادی بیشتری دارد—باز هم دو طرف می‌توانند به نوعی تفاهم مشترک و همزیستی دست یابند.

 

مسائل کلی سیاست خارجی

فراتر از مسائل سوریه و ایران، مهم‌ترین موضوعی که برای ترکیه مطرح است، روسیه است. برای روشن شدن مواضع دو طرف در این زمینه، لازم است که مذاکراتی در بالاترین سطح میان آنکارا و واشنگتن صورت گیرد تا وضعیت روسیه به‌طور کلی و همچنین نقش آن به‌عنوان یک متحد غیررسمی ایران در سوریه و احتمالاً در دیگر نقاط منطقه، مشخص شود. ترکیه باید بداند که آیا ایالات متحده قصد دارد روسیه را مهار کند یا آنکارا باید دوباره مانند نبرد اخیر در الباب، به حال خود رها شود.

در مقابل، مقامات آمریکایی نیز نیاز بە شفافیت بیشتری درباره ی دیدگاە ترکیە برای پروژه خط لوله ترک‌استریم که اردوغان اوایل امسال در سن‌پترزبورگ اعلام کرد، دارند. اگر هدف این پروژه واقعا جایگزینی برای ۶۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی روسیه باشد که سالانه از طریق اوکراین به ترکیه و اتحادیه اروپا صادر می‌شود (که یک‌چهارم آن به ترکیه و باقی‌مانده به اروپا می‌رود)، این امر پیامدهای ژئواستراتژیک و امنیتی مهمی خواهد داشت که نیاز به بحث‌های عمیق‌تری دارد.

اگر اتحاد غیررسمی روسیه و ایران در سوریه تداوم داشتە باشد، به‌ویژه اگر حضور نیروهای نظامی روسیه در سوریه همچنان ادامه داشته باشد، واشنگتن باید آمادگی خود را برای حفظ سامانه‌های پاتریوت ناتو در ترکیه نشان دهد. این اقدام می‌تواند شامل استقرار مجدد باتری‌های پاتریوت آمریکایی در ترکیه باشد و این روند باید تا زمانی که به یک توافق نهایی در ژنو درباره سوریه دست یابند یا نیروهای کمکی روسیه از سوریه خارج شوند، ادامه یابد.

علاوه بر این، ایالات متحده می‌تواند برای نشان دادن جدیت خود در مهار روسیه، جنگنده‌های نسل پنجمی مانند اف٢٢ یا اف٣٥ را به‌طور دوره‌ای در پایگاه هوایی اینجرلیک ترکیه مستقر کند. این تعهد همچنین می‌تواند شامل عملیات‌های مکرر در دریای سیاه باشد که هم به‌صورت یکجانبە توسط ایالات متحده و هم به‌طور مشترک با ترکیه انجام خواهد شد.

در رابطه با مناقشه قبرس و روابط ترکیه و اسرائیل، واشنگتن باید تعامل بیشتری داشته باشد. این مشارکت می‌تواند به‌ویژه در کنار تلاش‌های آمریکا برای صادرات گاز شرق مدیترانه به یک هاب گازی اوراسیایی در ترکیه و همچنین حمایت از خطوط لوله باکو (آذربایجان) به ترکیه انجام شود.

همچنین ایالات متحده می‌تواند در همکاری با اتحادیه اروپا، حمایت ملموسی از پروژه‌های خط لوله گاز طبیعی ترانس‌آنتولی (تاناپ) و ترانس‌آدریاتیک (تاپ) ارائه دهد تا گاز آذربایجان و احتمالاً سایر منابع گازی از منطقه خزر یا حتی عراق از طریق ترکیه به اروپا منتقل شود.

در مورد عراق، واشنگتن و آنکارا باید همکاریهای امنیتی خود را در زمینه امنیت حکومت اقلیم کردستان عراق ادامه دهند. ایالات متحده باید مراقب باشد که در چارچوب روابط خود با بغداد، مانع همکاری ترکیه و حکومت اقلیم کردستان عراق در زمینه انرژی هیدروکربنی نشود.

با توجه به پتانسیل بالای تجارت مستقیم و ترانزیت نفت از عراق که روز به روز غنی‌تر می‌شود، آمریکا باید از آشتی بین بغداد و آنکارا حمایت کند. با این حال، پیشرفت واقعی در این زمینه بستگی به موفقیت همکاری آمریکا و ترکیه در هماهنگی سیاست‌های خود در قبال سوریه و ایران دارد. در نهایت، ایالات متحده می‌تواند راه‌هایی برای تعمیق تجارت و سرمایه‌گذاری دوجانبه پیدا کند، چه در چارچوب مشارکت تجاری و سرمایه‌گذاری ترانس‌آتلانتیک (تیتیپ) و چه خارج از آن. در آینده، ایجاد نفوذ اقتصادی در ترکیه بهترین راه برای افزایش نفوذ سیاسی ایالات متحده در این رابطه خواهد بود.

 

ترکیه در ازای این امتیازات چه می‌تواند ارائه دهد؟

در مقابل اقداماتی که ایالات متحده می‌تواند انجام دهد، پنج موضوع اصلی وجود دارد که ترکیه می‌تواند در آن‌ها همکاری کند:

١. تعهد قوی‌تر در مبارزه با داعش

٢. بازگشت به مذاکرات صلح با پ‌ک‌ک

٣. انعطاف‌پذیری بیشتر در مورد قبرس و اسرائیل

۴. همکاری نزدیک‌تر با واشنگتن در زمینه تحرکات نظامی، به‌ویژه در سوریه و مقابله با اقدامات  تحریک‌آمیز روسیه در اکناف ترکیە

۵. تأکید بیشتر بر ارزش‌های دموکراتیک، حاکمیت قانون و آزادی‌های داخلی

 

هدف قرارگرفتن ترکیە توسط داعش افزایس خواهد یافت، همان‌طور که در حمله تروریستی شب سال نو، متاسفانە، در استانبول شاهد بودیم، بنابراین، همکاری با ترکیه برای مقابله با این گروه جهادی می‌تواند فرصتی برای تقویت روابط بین دو کشور ایجاد کند. علاوه بر این، حتی پس از بهبود روابط ترکیه و روسیه، بازگشت نفوذ روسیه در سطح وسیعتر — که اکنون در کریمه و مرزهای جنوبی به همسایه ترکیه تبدیل شده است — بدون شک اردوغان را بە ارزش ناتو متوجە خوهاد کرد و این موضوع می‌تواند به بهبود روابط نظامی آمریکا و ترکیه در دوران دولت جدید کمک کند.

در همین راستا، تجاوز روسیە بە ترکیە پس از سرنگونی یک هواپیمای نظامی روسیه توسط ترکیه در نوامبر ۲۰۱۵، به وضوح نشان داد که مسکو تا چه اندازه می‌تواند کینه‌توز و انتقامجو باشد. با این حال، ترکیه با پذیرش آتش‌بس سوریه که در دسامبر ۲۰۱۶ بە میانجیگری روسیە انجام گرفت و سپس درخواست از روسیه برای انجام حملات هوایی (که ظاهراً بی‌اثر بودند) در اطراف الباب در اوایل ژانویه ۲۰۱۷، به واشنگتن این پیام را داد که اگر آمریکا از اهداف ترکیه حمایت نکند، آنکارا به سمت پوتین خواهد رفت و با او به توافق خواهد رسید.

در نهایت، آنچه ایالات متحده و ترکیه می‌توانند در مقابله با داعش انجام دهند، به امکان برقراری صلح بین ترکیه و کردها بستگی دارد. موفقیت این رابطه مبتنی بر توافق به توافقات دوجانبه‌ای که میان ترکیه و کردها در داخل کشور حاصل می‌شود، وابسته است. اگر ترکیه با کردها در داخل کشور به صلح برسد، که این امر می‌تواند با کمک‌های بیشتر ایالات متحده به ترکیه در مقابله با پ.ک.ک تسهیل شود، آنگاه این امکان وجود دارد که ترکیه به راحتی با کردها در سوریه نیز به توافق برسد. این امر می‌تواند به ایجاد پیوندی استراتژیک میان ترکیه و کردها در خاورمیانه منجر شود، مشابه رابطه‌ای که آنکارا با حکومت اقلیم کردستان عراق  دارد، که این به نفع ایالات متحده است.

توانایی واشنگتن در حل مسائل ترکیه به رفتار این کشور در زمینه حقوق بشر و دموکراسی و همچنین نحوه نگاه جامعه جهانی به ترکیه بستگی دارد. بنابراین، سیاست ایالات متحده در قبال ترکیه باید بر اساس تأکید بر حاکمیت قانون، که در طول یک و نیم دهه حکومتداری حزب عدالت و توسعه (آ ک پ) به شدت آسیب دیده است، متمرکز باشد.

رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده باید در تعاملات خود با ترکیه، حاکمیت قانون را نه تنها به‌عنوان ابزاری برای محدود کردن اقتدارگرایی حزب عدالت و توسعه، بلکه به‌عنوان یادآوری به اردوغان مطرح کند که او نیز در صورت سقوط حزب عدالت و توسعه و خود او از قدرت، به این قاعدە نیاز خواهد داشت. در دهه گذشته، ترکیه, تحت رهبری اردوغان, از کشوری عمدتاً مردم آن در فقر زندگی میکردند به کشوری تبدیل شد کە  اکثریت جمعیت آن با درآمد متوسط هستند.

اکنون، ترکیە، علیرغم عملکرد ضعیف اقتصادی در سال ٢٠١٦،  این فرصت را دارد که به سطح بالاتری صعود کند و تبدیل به یک اقتصاد پر رونقتری شود. با این حال، ترکیه نمی‌تواند تنها با تولید خودرو – همان‌طور که اکنون انجام می‌دهد – به این هدف دست یابد. بلکە این کشور باید تبدیل به یک قطب برای شرکت‌های فناوری مانند “گوگل” در جهان و سایر صنایع مبتنی بر ارزش افزوده و فناوری اطلاعات شود.

در این راستا، آزادی‌های بی‌قید و شرط اهمیت وافری پیدا میکنند. برای این امر، جامعە باز ضرورت پیدا میکند که قادر به جذب متخصصان خلاق از سراسر جهان و همچنین حفظ نخبگان خود در داخل کشور باشد، در این صورت ترکیە تبدیل بە قطب شرکتهای “گوگل” در سطح جهان میگردد. فقط جامعه‌ای که قائل بە حقوق و آزادیهای نامحدود بە افراد جامعە است و همچنین به داشتن یک سیستم قضائی  مستقل و مورد احترام شناخته می‌شود، می‌تواند به چنین هدفی دست یابد؛ نتیجەایی که به نفع همه مردم ترکیە خواهد بود.

ایالات متحده  در موقعیتی خاص قرار دارد که می‌تواند این بحث را پیش بکشد، اما تنها در صورتی که روابط و همکاری مبتنی بر منافع متقابل و همچنین تعاملات شخصی بین رهبران بهتر از وضعیت کنونی عمل کنند. ممکن است اقدامات شتابزدە اردوغان، بی اعتنایی مکرر او بە غرب، و تمایل او به کسب اختیارات بیشتر، هرگونه سیاست همکاری با ایالات متحده را بی‌اثر کند. اما این نە یک قطعیت بلکە تنها یک احتمال است. ایالات متحده می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های مناسب و بهبود تعاملات شخصی، شرایط را به سمت نتیجه‌ای متفاوت هدایت کند.

این روابط شامل کنترل خشم قابل درک بسیاری از مقامات دولت و نظامی ایالات متحده است که تحت انتقادات ترکیه آزرده‌خاطر شده‌اند، ویژگی‌ای که پیش از اردوغان وجود داشته و فراتر از شخص او است. در نهایت، واشنگتن با رویکردی که بیشتر استوار بر سیاست هویج و چماق باشد، چیز زیادی برای از دست دادن ندارد. ابزارهای تنبیهی زیادی در دسترس نیست؛ ایالات متحده و غرب به ترکیه نیاز دارند و از سوی دیگر، ترکیه و اردوغان نیز به ایالات متحده نیاز دارند.

 

 

پانوشت: اصطلاح “هویج و چماق” معمولاً برای توصیف یک استراتژی ترکیبی از تشویق (هویج) و تنبیه (چماق) استفاده می‌شود. در روابط بین‌الملل، این عبارت به معنای استفاده همزمان از مشوق‌های مثبت (مانند کمک‌های مالی، همکاری‌های اقتصادی یا حمایت سیاسی) و فشارهای منفی (مانند تحریم‌ها، محدودیت‌ها یا انتقادهای عمومی) برای دستیابی به اهداف خاص است. در این متن، “هویج و چماق” به رویکرد ایالات متحده در قبال ترکیه اشاره دارد که در آن بیشتر بر استفاده از مشوق‌ها (هویج) به جای فشارها (چماق) تأکید می‌شود. به عبارت دیگر، آمریکا به جای تحمیل فشارهای منفی، ترجیح می‌دهد که با استفاده از پیشنهادات مثبت و مشوق‌ها، ترکیه را به همکاری و تغییر رفتار ترغیب کند.

 

نویسندگان: جیمز اف. جفری، عضو برجسته موسسه واشنگتن به نام فیلیپ سولوندز، معاون سابق مشاور امنیت ملی و سفیر سابق ایالات متحده در ترکیه و عراق است. سونر چاگاپتای، عضو موسسه واشنگتن به عنوان همکار خانواده بایر و مدیر برنامه تحقیقات ترکیه در این موسسه است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *