
رزگار روشنی، فعال و تحلیلگر سیاسی
اهمیت صلح در سطح بینالملل
دستیابی به صلح میان طرفهای درگیر در جنگهای کنونی، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا درگیریهای اسرائیل و حماس یا جنگ دولت ترکیه علیه کوردها، همچنین جلوگیری از گسترش بیشتر جنگهای داخلی در مناطقی همچون سوریه، عراق و لبنان، که منافع درازمدت جهانی را بهویژه در خاورمیانه تهدید میکند، یکی از ضرورتهای اساسی برای تحقق نظم نوین جهانی به شمار میرود.
این درگیریهای فرسایشی، که در ابتدا با هدف تغییر در موازنههای قدرت، گشودن مسیرهای جدید اقتصادی و جذب متحدان تازه شکل گرفت، پس از تثبیت نسبی آرایش نیروهای اصلی و همپیمانانشان، دیگر نهتنها اهداف مطلوب طرفین را تأمین نمیکند، بلکه موجب فرسایش اقتصادی، گسترش بیثباتی و افزایش خسارات انسانی ژرف شده است.
ادامهی این جنگها، علاوه بر تضعیف بنیانهای توسعه و پیشرفت در کشورهای درگیر، روند همگرایی ملتها را مختل کرده و شکافهای اجتماعی و سیاسی را عمیقتر ساخته است.
بر این اساس، تلاش برای حلوفصل این منازعات از طریق دیپلماسی، تقویت همکاریهای بینالمللی، و ایجاد سازوکارهای پایدار برای کاهش تنشها و سازش بر دستاوردهای بدست آمدە در دستور کار دولتهای درگیر با هدف تأمین امنیت و ثبات جهانی در دستور کارشان قرار دارد. پایان این جنگهای و برقراری صلح، پیششرط اساسی برای توسعهی اقتصادی و بهبود روابط بینالملل است.
ترکیه نیازمند صلح با کوردها
دولت ترکیه، با توجه به شرایط جهانی و تحولات منطقهای، بیش از هر دولت-ملت دیگری که دچار تغییرات ریشهای در خاورمیانه شدند به تحقق صلح با کوردها و برآورده کردن مطالبات آنها نیاز دارد. در بیش از چهار دهه جنگ علیه کوردها، این کشور نهتنها دستاورد استراتژیکی کسب نکرده، بلکه با بحرانهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی داخلی روبهرو شده و فرصتهای دیپلماتیک و توسعهای خود را در عرصه بینالمللی از دست داده است.
ترکیه این جنگ را با هدف حذف هویت تاریخی و اجتماعی کوردها آغاز کرد، اما این سیاست در برابر مقاومت انقلابی حزب کارگران کوردستان (پکک) شکست خورد. اکنون، در روند شکلگیری نظم نوین جهانی اسرائیل بە رقیب اصلی او بە عنوان حامی کوردها تبدیل شدە، ترکیه باید خود را از این جنگهای فرسایشی بە ویژە با کوردها که هم بر ثبات داخلی و هم بر جایگاه بینالمللی آن تأثیر مخربی دارند، رها سازد.
به همین دلیل، حاکمان فعلی و تصمیمگیرندگان کلیدی رجب طیب اردوغان و دولت باغچلی در ترکیه به این نتیجه رسیدهاند که برای حفظ بقای سیاسی و اقتصادی ترکیە و جلوگیری از اسرائیل برای دستیابی بە اهداف خود، باید در رویکردهای مبتنی بر انکار و حذف موجودیت کوردها بازنگری کنند.
آینده سیاسی این کشور مستلزم پذیرش یک تغییر بنیادین است؛ تغییری که در قالب اصلاحات در قانون اساسی و به رسمیت شناختن حقوق کوردها بهعنوان بخشی تأثیرگذار از جامعه ترکیه نمود پیدا کند. اگر این مسئلە صورت گیرد شاهد تحقق صلح پایدار در ترکیە خواهیم بود غیر این صورت دولت-ملت ترکیە در نظم نوین ضعیفتر خواهد شد.
اهمیت پیام عبدالله اوجالان در نظم نوین خاورمیانه
بیتردید، پیامی که عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان (پکک)، در ۲۵ فوریه منتشر کرد، بازتابی از تحلیل عمیق او از شرایط کنونی منطقه و تلاشی برای ارائه راهکارهای جدید در پیشبرد مسئله کوردها در دوران معاصر است. او با نقد سوسیالیسم واقعگرا و و اعلام پایان عمر پکک و جنگ فعال انقلابی، درصدد ترسیم نقشه راهی تازه و منطبق با واقعیتهای خاورمیانه و جایگاه کنونی کوردها برآمده است.
در رقابتهای منطقهای میان دولتهای توسعهطلب که میکوشند ملتهای مطالبهگر، بهویژه کوردها، را به حاشیه برانند، این پیام نقطه عطفی در تحولات اخیر و هدایت نقش کوردها بە مرکز تحولات به شمار میرود و نقشی اساسی در تغییر رویکرد مبارزات کوردها، حل مسئله آنان، و تثبیت جایگاهشان در نظم نوین خاورمیانه ایفا میکند. در صورت پپا بند بودن دولت ترکیە بە پروسەی صلح، این پیام نهتنها سرآغازی برای فرآیند «صلح و جامعه دموکراتیک» است، بلکه میتواند زمینهساز بازتعریف روابط کورد و ترکها و پذیرش رسمی هویت و مطالبات آنها از طریق گفتوگو در کشورهای منطقه بە ویژە ایران باشد. اوجالان در این پیام بر ضرورت همزیستی مسالمتآمیز، عدالت اجتماعی، و تحقق دموکراسی تأکید کرده و خواستار پایان درگیریهای مسلحانه و جایگزینی آن با گفتمان سیاسی و دموکراسی بهعنوان ابزار کارآمد در شرایط کنونی شده است. اهمیت این موضعگیری زمانی بیشتر نمایان میشود که خاورمیانه همچنان با بحرانهای پیچیده و چالشهای سیاسی ناشی از جنگهای فرسایشی و سیاستهای حذف مواجه است.
واکنشهای متنوع دولتهای منطقهای، نقش میانجیگران بینالمللی، از جمله عواملی هستند که تأثیرات این پیام را در آینده تحولات سیاسی خاورمیانه تعیین خواهند کرد.
آیندهی حزب کارگران کوردستان
پس از فراخوان عبدالله اوجالان برای کنار گذاشتن سلاح و انحلال حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک) از طریق برگزاری کنگره، رهبران این حزب، همانطور که انتظار میرفت، از این پیام استقبال کردند.
بااینحال، آنها فرآیند انحلال را منوط به چند شرط اساسی دانستند: آزادی اوجالان، حضور مستقیم او در کنگره و ایجاد فضای دموکراتیک و قانونی در ترکیه به نفع کوردها.
با توجه به ساختار سیاسی دولت ترکیه و مواضع رهبران آن، احتمال حضور مستقیم اوجالان در کنگره بسیار بعید به نظر میرسد. بنابراین، انتظار میرود که پ.ک.ک حتی بدون حضور فیزیکی اوجالان، مسیر انحلال را طی کند.
بااینحال، شرط آزادی اوجالان میتواند به یکی از محورهای اصلی توافق میان امرالی، آنکارا و قندیل تبدیل شود، که احتمالاً پیش از برگزاری کنگره اجرایی خواهد شد. این آزادی ممکن است بهصورت مشروط و با محدودیتهایی مانند حبس خانگی، ممنوعیت خروج از ترکیه و محدودیت در ملاقاتها همراه باشد. در چنین شرایطی، دیاربکر (آمد) محتملترین گزینه برای اقامت اوجالان خواهد بود.
تاریخچهی مبارزاتی پ.ک.ک نشان میدهد که این حزب بارها تغییر ساختار داده، اعلام انحلال کرده و خود را بازتعریف نموده است، اما همواره توانسته از این آزمونهای دشوار سربلند بیرون آید. بااینحال، تفاوت این مرحله با گذشته در کنار گذاشتن اسلحه است؛ امری که اگرچە با استقبال افکار عمومی همراه شده اما همچنان نگرانیهایی درباره ادامهی مبارزات تا تحقق کامل مطالبات کوردها وجود دارد.
بدون تردید، شاخهی نظامی پ.ک.ک در این فرآیند منحل خواهد شد، اما رهبران این حزب به حفظ سیستم کنفدرالیسم جوامع کوردستان که میراثدار مبارزات پکک است برمیآیند تا بتوانند در چهارچوب قانونی ترکیه فعالیت کند.
در چنین شرایطی، میتوان گفت که فرآیند خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک بهطور جدی آغاز خواهد شد. بااینحال، این روند نه یکطرفه، بلکه یک فرآیند پیچیدهی سیاسی و حقوقی تقابلی خواهد بود که نیازمند مذاکرات مستمر، نظارت بینالمللی و ضمانتهای اجرایی معتبر است. با وجود این، نباید از نظر دور داشت که پ.ک.ک، بر اساس فلسفهی اوجالان، مبارزهی خود را نه یک هدف، بلکه وسیلهای برای تحقق حقوق ملت کورد میداند.
بنابراین، در صورت عدم تحقق مطالبات اساسی کوردها در این فرآیند، این حزب همچنان حق دفاع مشروع را برای خود محفوظ خواهد دانست.
تأثیر پیام اوجالان بر کوردها در روژهلات
پیام اخیر عبدالله اوجالان، میتواند تأثیرات قابلتوجهی بر مسئله کوردها و احزاب کوردی در روژهلات، بهویژه در ابعاد سیاسی و امنیتی، داشته باشد. در این زمینه، جمهوری اسلامی ایران با دو گزینه مواجه است: نخست، ایجاد بسترهای مناسب برای تقویت گفتمانهای سیاسی و مدنی در میان کوردها در روژهلات؛ و دوم، تشدید فعالیتهای نظامی که تحت هدایت حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) صورت خواهد گرفت.
در صورتی که ایران از رویکرد صرفاً امنیتی و نظامی در قبال جامعه کوردستان فاصله بگیرد، امکان افزایش تعامل میان جریانهای سیاسی کورد و حکومت ایران فراهم خواهد شد.اما در مقابل، اگر این تغییر رویکرد رخ ندهد، پژاک میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای انسانی و نظامی پ.ک.ک، مرحلهای جدید از فعالیتهای مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را آغاز کند.
پیام اوجالان همچنین ممکن است بر نگرش نسل جدید کوردها در روژهلات نسبت به آینده سیاسی و اجتماعی خود تأثیر بگذارد. با توجه به محدودیتهای موجود در مسیرهای دموکراتیک و مسالمتآمیز برای پیگیری مطالبات ملیتهای تحت ستم، از جمله کوردها، تاکنون بخشی از این جامعه، مبارزه مسلحانه را ابزاری برای دستیابی به حقوق خود میدانستند. بااینحال، پیام اخیر اوجالان میتواند نشانهای از یک تغییر پارادایم باشد، بهگونهای که گرایش به راهکارهای مدنی و دموکراتیک بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، اگر سیاستهای دولت ایران در قبال کردها تغییر محسوسی نداشته باشد، این احتمال وجود دارد که گرایش به مبارزه مسلحانه در جامعه کردستان افزایش یابد و در نتیجه، اقشار مختلف جامعه به احزاب کورد، بهویژه حزب حیات آزاد کردستان، جذب شوند. درنهایت، میزان موفقیت این تغییر راهبردی، وابسته به نحوه واکنش حکومت ایران خواهد بود.
تأثیر پیام اوجالان بر روژآوا
تاثیر پیام اوجالان بر وضعیت کوردها در کنفدراسیون شمال و شرق سوریە-روژاوا، میتواند چندجانبه و پیچیده باشد. اگر حزب کارگران کوردستان (پکک) به عنوان یکی از عوامل اصلی تنشهای نظامی و سیاسی میان ترکیه و کوردها در منطقه از بین برود، دولت ترکیه دیگر بهانهای برای توجیه عملیاتهای نظامی خود در منطقهی روژآوا نخواهد داشت. این مساله میتواند به کاهش تنشها و احتمالاً کاهش حضور نظامی ترکیه در شمال و شرق سوریه منجر شود. اما باید توجه داشت که اگرچه حزب کارگران کوردستان به عنوان یک تهدید برای دولت ترکیه مطرح است، دولت ترکیه همچنان به دلایل دیگری نظیر نگرانی از نفوذ کوردهای سوریه بر وضعیت داخلی خود و بدست آوردن موقعیت سیاسی در آیندهی سوریه به دنبال اعمال فشار و حفظ قدرت و نفوذ در این مناطق است.
نکتهی قابل توجه دیگر، واکنش دولت ترکیه به پذیرش یا عدم پذیرش ابعاد این پیام است. در حالی که پذیرش این پیام میتواند به کاهش تنشها منجر شود، اما دولت ترکیه ممکن است همچنان به دلیل نگرانیهای امنیتی و ژئوپلیتیکی خود نسبت به نفوذ کوردها در سوریه،حساسیت نشان دهد.
همچنین، باید در نظر گرفت که ترکیه نه تنها نگران تحرکات حزب کارگران کوردستان است، بلکه به دنبال مقابله با نیروهای مدافع خلق(یپگ) و تیروهای مدافع زن(یپژ) که هستهای اصلی نیروهای سوریه دموکراتیک را تشکیل میدهند، است. در نهایت، پیام اوجالان میتواند در کوتاهمدت موجب تحولی در روابط کوردهای روژاوا و دولت ترکیه شود، اما در بلندمدت، موفقیت این تغییرات وابسته به ارادەی سیاسی دولت ترکیه، تعاملات بینالمللی و واکنشهای داخلی در ترکیه خواهد بود. بنابراین، پذیرش و تاثیر این پیام به میزان زیادی بستگی به شرایط و تحولات آینده در سطح محلی و بینالمللی دارد.
بە طورکلی، تحولات سیاسی اخیر در خاورمیانه، بهویژه در زمینه درگیریهای ترکیه با کوردها، نشاندهنده ضرورت تغییر در سیاستهای منطقهای و بینالمللی است. پیام قرن از سوی عبدالله اوجالان و مواضع حزب کارگران کردستان (پکک) در این زمینه، بهویژه در زمینه پایان جنگ مسلحانه و پذیرش انحلال این حزب، میتواند نقطه عطفی در جهتگیریهای آینده باشد. در صورتی که دولت ترکیه به این فرآیند صلح و پذیرش مطالبات کوردها پایبند باشد، نهتنها به ثبات داخلی خود دست خواهد یافت، بلکه میتواند نقشی مؤثر در شکلدهی به نظم نوین خاورمیانه ایفا کند. همچنین، این تحولات میتواند زمینهساز تغییرات در سیاستهای سوریه به ویژه ایران و حل مسئلەی کورد در روژهلات نیز باشد.