
کریم فاتم
فراخوان اوجالان برای صلح و حل دموکراتیک مسئلهی کردها، بیتردید اعلامیهای تاریخی است. با این حال، مانند هر سند و بیانیهی مهمی، این اعلامیه نیز موضوع تفاسیر مختلفی قرار خواهد گرفت. این امکان برای تفاسیر متفاوت نه به دلیل ابهام از سوی اوجالان، بلکه تا حدی ناشی از باز بودن هر متن و تا حدی بستگی بە منظر افرادی دارد که سعی در تفسیر و درک آن دارند.
بهطور کلی، سه تفسیر اصلی احتمالی از این بیانیه وجود خواهد داشت که مربوط به سه بازیگر کلیدی خواهد بود: دولت، پ.ک.ک و نیروهای مدنی. با توجه به بیاعتمادی عمیق بین دولت و پ.ک.ک، تفسیر هر دو طرف احتمالاً افراطی خواهد بود. هر طرف بخشهای خاصی از بیانیه را برجسته میکند و بقیه را نادیده میگیرد. آنها سعی میکنند بیانیه را به نحوی ارائه و تفسیر کنند که مطابق با منافع خود، انتظاراتشان از آیندهی نزدیک و فرضیاتشان دربارهی نیات طرف مقابل باشد. تفسیر سوم که توسط نیروهای مدنی ارائه خواهد شد، معتدلتر است. این تفسیر دغدغهها و منافع هر دو طرف درگیر را در نظر میگیرد و بر مبنای الزامات روند دموکراتیک خواهد بود. در ابتدا تفاسیر احتمالی دولت و پ.ک.ک را توضیح خواهم داد و سپس به تفسیر سوم و معقولتر خواهم پرداخت.
۱. تفسیر دولت
دولت هنوز به بیانیهی اوجالان واکنشی نشان نداده است. اگرچه هنوز زود است، اما با توجه به شرایط فعلی، میتوان تفسیر دولت را پیشبینی کرد—بهویژه با در نظر گرفتن سرکوب اخیر فعالان سیاسی کرد، روزنامهنگاران و جایگزینی شهرداران کرد با انتصابهای دولتی. اینکه دولت یکی از طرفهای مذاکرات آینده است، منطقی است که متن را به گونهای تفسیر کند که در هر مذاکرهی آتی، دست برتر را داشته باشد.
پس تفسیر دولت چه خواهد بود؟ پاسخ ساده است: دولت ادعا خواهد کرد که پیام اوجالان کاملاً واضح است—پ.ک.ک باید سلاحهای خود را زمین بگذارد و خود را منحل کند. دولت این استدلال را بهطور گزینشی و خارج از متن ارائه خواهد داد و تأکید خواهد کرد که اوجالان اذعان دارد شرایط و دلایل وجودی پ.ک.ک دیگر معتبر نیست. دولت بر این جملهی اوجالان تأکید خواهد کرد: “[پ.ک.ک] مانند همتایان خود مسیرش را پیموده و انحلال آن ضروری است.” این تفسیر احتمالاً در راستای برنامهی دولت برای روند صلح خواهد بود.
دولت احتمالاً استدلال خواهد کرد که اولین گام در روند صلح، خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک است. اگر این روند شکست بخورد یا حتی آغاز نشود، دولت پ.ک.ک را مقصر در نادیدە گرفتن دعوت اوجالان معرفی خواهد کرد و آن را به دنبال کردن منافع دشمنان ترکیه متهم خواهد ساخت. دولت احتمالاً امیدوار است که این تفسیر باعث ایجاد شکاف بین اوجالان و پ.ک.ک شده و منجر به تضعیف و انشقاق داخلی در جنبش کردها شود.
۲. تفسیر پ.ک.ک
نقطهی شروع پ.ک.ک برای تفسیر بیانیهی اوجالان احتمالاً بخش پایانی متن است، جایی که اوجالان شرایط عملی لازم برای خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک را مشخص میکند. پ.ک.ک استدلال خواهد کرد که پیام اوجالان روشن است: بار صلح بر دوش دولت است و باید تغییرات اساسی در خود ایجاد کند. آنها بر این نقلقول از اوجالان تأکید خواهند کرد: “بدون شک، زمین گذاشتن سلاحها و انحلال عملی پ.ک.ک نیازمند به رسمیت شناختن سیاستهای دموکراتیک و یک چارچوب قانونی است.”
پ.ک.ک احتمالاً از بیانیه اوجالان و درخواست برای خلع سلاح و انحلال استقبال خواهد کرد، اما استدلال خواهد کرد که حتی خود اوجالان نیز تصدیق میکند که چنین فرآیندی مشروط است. جالب اینجاست که این جملهی کلیدی نه در متن اصلی بیانیه، بلکه به عنوان یک یادداشت اضافه شده، که احتمالاً پاسخیست به نگرانیهای قندیل کە از طریق هیئت مذاکرهکننده به امرالی منتقل شده است.
در مقابل نقشە راە دولت، نقطهی شروع مذاکرات پ.ک.ک نه خلع سلاح و انحلال، بلکه گام نخستین دولت در فراهم کردن چارچوب دموکراتیک و قانونی برای چنین فرآیندی خواهد بود. پ.ک.ک استدلال خواهد کرد که این موضوع مطابق با فراخوان اوجالان است. اگر دولت این درخواست را رد کند، پ.ک.ک استدلال خواهد کرد که دولت بار دیگر از عمل به مسئولیتهای خود سر باز زده و کل روند صلح صرفاً یک حرکت تاکتیکی از سوی دولت در پاسخ به بحرانهای داخلی و منطقهای بوده است. پ.ک.ک ادعا خواهد کرد که دولت هرگز صادقانه متعهد به صلح نبوده است.
۳. تفسیر نیروهای مدنی
این تفسیر نمایندهی منافع کلی نیروهای دموکراتیک و مدنی خواهد بود. احتمالاً توسط جامعهی مدنی و در حوزهی عمومی سیاسی ترویج خواهد شد و پذیرش آن به قدرت این حوزهها بستگی دارد. این تفسیر، رویکردی معتدلتر خواهد داشت و به دنبال یافتن راهی عملی برای عبور از پیچیدگیهای وضعیت و بیاعتمادی عمیق بین طرفین است.
تفسیر احتمالی نیروهای مدنی یک موضع میانهرو را اتخاذ خواهد کرد. حامیان این دیدگاه استدلال خواهند کرد که پیام اوجالان کاملاً واضح است: دستیابی به صلح مستلزم اصلاحات قانونی و دموکراتیک و همچنین خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک بهطور همزمان است. بر اساس این تفسیر، نقطهی شروع عملی این روند، درک متقابل—یا به بیان اوجالان “اجماع دموکراتیک”—بین طرفین و اجرای گامبهگام فرآیند صلح است. این مراحل باید غیرقابل بازگشت باشند و با تضمینهای قانونی و عملی اجرا شوند.
این تفسیر سناریویی برد-برد برای همهی طرفین ارائه میدهد و مانع از مانورهای تاکتیکی و مقصر دانستن یکدیگر توسط دولت و پ.ک.ک میشود. با توجه به محتوای بیانیه، این تفسیر نه تنها معتبرترین تفسیر از نظر متنی و عملی است، بلکه برای دستیابی به یک راهحل دموکراتیک و صلحآمیز برای مسئلهی کردها ضروری است. دو تفسیر دیگر از نظر متنی یکجانبه و از نظر عملی عامل شکست روند صلح خواهند بود.