تداوم نگاه همسان سازی هویتی در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس

 
2010.08.27 - 01:41

صباح نصری

 
چندی پیش دفتر مطالعات سیاسی مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش مبسوطی به چگونگی مدیریت سیاسی اقوام و اقلیتها در کشور پرداخته و در طرح تدوینی خود خواستار نگاهی کارشناسانه به خواسته ها و شکافهای قومی- مذهبی در ایران شده است.

این مرکز در گزارش خود آورده است که "اشتراکات تاریخی و فرهنگی کهن ایرانیان هویت فرهنگی کنونی را ساخته که مانند چتری گسترده و فراگیر همه اقوام و مذاهب را در خویش جای داده است. با این همه تنوعات وتفاوتهای فرهنگی و اجتماعی و بویژه تنوعات قومی، مذهبی و دینی در برخی موارد به خاطر سوءاستفاده­ی قدرتهای خارجی و تحت تاثیر تحولات منطقه­ای بستری برای بروز تنازع و تنش شده است." گزارش در ادامه با عبارتی چند پهلو و پر اغماض در سیری پرشی خود را در تعارفی غیر کارشناسانه سر در گم میکند و ملاحظات فضای گفتمانی حاکم بر دفتر پژوهشهای مجلس و بیرون از آن او را به کلی گویی وا می دارد.

مقدمه­ی گزارش سعی بر آن دارد که خواسته­ها و شکافهای فعال موجود در میان اقلیتهای ملی در ایران را همچنان با ارتباط به خارج از مرزها ترسیم کند و الگوی سیاستگزاری قومی­ای که ریشه در تاریخ معاصر ایران دارد را در تکراری غیر ضرور به قطع و کنترل نگاه به بیرون از سوی گروههای قومی نشان دهد. عارض شدن این نوع نگاه و عودت دادن ریشه­ی خواسته­های ملیتی در ایران به بیرون از مرزها به عنوان یک ضلع از مثلثی که بعضی از آکادمیسینهای ملی گرا در ایران بر آن اصرار دارند بخشهای گزارش را غیر مرتبط به هم نموده است. گزارش از یک سو سیاستهای مدیریتی تنوعات اجتماعی در ایران را " بسط محور" میداند و آن را در حال تحول بسوی "تکثر گرایی وحدت طلبی دینی" میداند و از سوی دیگر مردم سالاری دینی را به عنوان جوهره اصلی و پایه­ای ایجاد تحکیم هویت ملی ارزیابی مینماید. گزارش اجرای مواد قانونی مندرج در قانون اساسی موجود را راه حل مناسبی در چاره یابی شکافهای بوجود آمده تشخیص داده و ارزیابی نهایی خود را در کنترل خواسته­های قومی و مذهبی بر آن استوار نموده است. هرچند که در این گزارش به وجود شکافهای قومی اذعان شده است اما راه حل علاج آن را در لحاظ و عملی کردن خواسته­های قومیتها در نسخه پیچیهای ناشیانه­ای همچون مردم سالاری دینی و تکثر گرایی وحدت طلبی دینی با مبنا گرفتن قانون اساسی ولایت مدار تشخیص داده که هیچگونه سنخیت محتوایی با مطالبات هویت محور اقلیتهای قومی ندارد.

اینکه به چه دلیل این نهاد بررسی و تحقیق در باره­ی چنین موضوعی را بر خود لازم دانسته خود جای بحث دارد. سیاستگزاریهای قومی حاکمیت در سه دهه گذشته در رابطه با خواسته­های ملیتهای موجود در ایران همواره با نگاهی یکسان ساز و با اجرای الگوهایی در جهت یکدست کردن تنوعات ملیتی در ایران، انباشته­ای از طرح مطالبات و متعاقب آن تاریخچه­ای از مبارزات توسط این مردمان را بر جای گذاشته است. متاسفانه حکومت کنونی در ایران در برنامه ریزی جهت کنترل شکافهای ملیتی در این کشور و در تداوم سیاستگزاریهای حکومت پهلوی در این زمینه، علاوه بر ادامه سیاست یکسان سازی حکومت گذشته که ریشه در نگرش نخبگان فکری آن دوره داشت، عامل مذهب را نیز بر آن افزوده و قالب بندی موجود را با اضافه کردن این فاکتور پیچیده تر نموده است. شکاف ملیتی در ایران که جنبشهای مختلف اجتماعی و سیاسی گوناگونی را در میان این ملیتها به ظهور رسانده است، ریشه در تقابل با چنین سیاستهای ریشه داری دارد که در حکومتهای مختلف از یک نوع نگاه انکارگرایانه الگو برداری نموده و در تشدید این شکاف نقش اصلی را ایفا نموده است. اصرار بر خواسته­ها از سوی گروههای هویتی در ایران با عدم برنامه­ریزی اصولی و برخورد غیر موجه حاکمیت با آنها تبعات و عواقب جبران ناپذیری را در عرصه­های مختلف تحمیل نموده و در مقابل سرکوب و امحاء پاسخ اول و آخر حکومت را تشکیل داده است . از ماحصل این نوع برخورد تاریخچه­ای از مبارزات جنبشهای ملیتی به ثبت رسیده که نتیجه­ی آن انسجام درون گروهی، چندپاره­گی هویتی در مفهوم هویت ملی، غیریت سازیهای دیگری ستیز و در کل تعریف خود و گروه در واکنش به نوع نگاه همسان ساز گروه سلطه بوده است.

فوران گاه و بیگاه اعتراضات ملیتها در حاشیه­های مرزی ایران نامیرایی جنبشهای ملیت خواهی را گوشزد کرده، و سرکوب تنها آنان را جری تر و مصمم تر بر خواسته­های برحقشان نموده است. ترکیب موجود در میان زندانیان سیاسی در زندانهای کشور نشان دهنده فعال بودن شکافهای ملیتی در ایران و علی­الخصوص در مناطق کردنشین است. به نظر میرسد ریشه­داری و تداوم مبارزات کردها در اجبار حاکمیت به بررسی و حساسیت نسبت به مسائل آنان و سایر گروههای هویتی در ایران نقش اساسی در توجه به چنین مسائلی را ایفا نموده است. حساسیت و خودآگاهی جامعه کردی نسبت به هویت جمعی خویش، وجود احزاب مختلف در کردستان، تکثر و تنوع رسانه­های جمعی با محوریت تقویت هویت ملی میان کردها، ازدیاد روزافزون قشر دانشگاهی کرد و اقبال آنان به طرح و پیگیری مسائل ملی خود و بهبود سبک مبارزه و زندگی در بخشهای دیگر کردستان، به برجسته کردن شکاف ملیتی در میان کردها کمک نموده و از جمله عوامل اصلی است که به تقویت هویت جمعی آنان یاری رسانده است.

بی شک مجموعه این عوامل نقش اصلی در ضرورت بررسی خواسته­های گروههای هویت محور را در مراکز مطالعاتی وابسته به حکومت الزامی نموده و هر چند دیر اما آنان را واداشته که به طرح ریزی چنین طرحهای عجولانه­ای روی آورند. هر چند که طرح چنین مسایلی در مراکز مطالعاتی وابسته به حکومت و در بلبشوی نظام سیاسی موجود در ایران نمی تواند جدی گرفته شود اما نگرش این طرح نشان از عدم درک مسئله و ارجاع ریشه شکافهای ملیتی به خارج از کشور و مبنا قرار دادن قوانین ناقض کنونی در چاره­یابی و حل آن نزد کارشناسان مربوطه را دارد.

بی شک بن مایه­ی طرح مطالبات اقلیتهای ملی در ایران و از جمله کردها ریشه در به رسمیت شناختن مبانی هویتی آنان و به تبع آن لحاظ کردن این گروهها در منابع قدرت، ثروت و حیثیت اجتماعی در ساختارهای متشکل جامعه­ی سیاسی و فرهنگی در آینده­ی کشور را دارد. تدوین هر گونه طرحی بدون لحاظ کردن این موارد نقصی آشکار در سیاستگزاریهای مرتبط با خواسته­های اقلیتهای ملی را در پی خواهد داشت و در تداوم مسیر همسان سازی هویتی که تاکنون پیموده شده است قرار خواهد گرفت.

 

 


Copyright © 2017 Renaissance. All rights reserved.