RSS Feed

      

پێنج‌شه‌ممه، ۹‌ی سێپتامبری ۲۰۱۰

Renaissance News Index

 

ئازادی ئیـــدۆلــۆژیی هاوبه‌شــی هـه‌مـــوو نووســـه‌رانی جیــهانه‌!
« مه‌حموود ده‌وڵه‌ت ئابادی »
 

  مقالات فارسی »» حقوقی           این لینک [120] بار مشاهده شده‌است       Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 

«ترور فردی علیه دولت و تروریسم دولتی علیه بشریت»

 
 

عباد روحی

2010.01.30 - 19:13

 

در نگرش سیستمیك نسبت به جامعه‌ی جهانی و اكوسیستم انسانی و در كل فضای بین المللی اعم از فضای طبیعی و مصنوعی و فضای انسانی نمی توان تأثیرپذیری كل این مجموعه یا این سیستم را در اثر تغییرات در یك یا چند قسمت انكار كرد. امروزه پدیدههای انسانی و طبیعی در صورت وقوع در هر نقطه از جهان با توجه به گستردگی آن پدیده، یك منطقه و یا كل گیتی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.  

 

با نگاهی به وضعیت زمین چه از نظر زیست محیطی در ارتباط زیستگاه انسان‌ها و امنیت و پایداری آن وچه در ارتباط با مفاهیمی همچون صلح وامنیت بشری و حفاظت از آن می‌توان گفت كه جهان امروزی در ابعاد گوناگون آن یك كل به هم پیوسته بوده كه تغییرات در هر قسمتی باعث تغییر و تحول در قسمت‌های دیگر آن و یا كل مجموعه می گردد. با توجه به شدت و گستردگی هر یك از این تغییرات قسمت‌های دیگر نیز به نسبت همان شدت و گستردگی متأثر خواهند شد. ناامنی و بیثباتی در یك منطقه دیگر مناطق دیگر را نیز تحت تأثیر قرار داده و پایداری و امنیت را به خطر میاندازد. یكی از پدیده‌هایی كه امروزه امنیت نوع بشر وحتی محیط زیست را نشانه رفته و بشریت را با تهدید مواجه كرده است تروریسم بوده كه تا كنون مستقیماَ ضربات مهلكی بر پیكره‌ی بشریت، دولتها و غیر‌مستقیم نیز بر محیط زیست وارد آورده است. حملات یازده سپتامبر، كشتارهای بیوقفه غیر نظامیان و شهروندان، حمله به مراكز غیر دولتی، شكل گیری جنبشهای خشونت طلب تأثیرات خود را كاملاً بر روابط بینالملل و فضای سیاسی و نظامی جهانی وارد آورده اند.

 

آنجا كه منطق گفتگو رخت بر میبندد و اندیشه‌های حذفی به جای مسامحه و مدارا شكل می‌گیرد پدیده‌ای به نام «ترور»‌ رخ می‌نماید و هستی یكی یا طرفین یك تنش یا یك اختلاف را مورد هدف قرار می‌دهد. با توجه به شكل‌گیری ترور و نظام ترور در جهان كه امروزه انواع گسترده‌ای رادر بر گرفته است و منافع اصحاب قدرت و سرمایه و طلایه‌داران حاكمیت‌های ایدئولو‍‍‍ژیك در تعریف این پدیده و مصادیق آن كه بدون شك جرمی بین‌المللی بود و صلح و امنیت جهانی را با تهدید روبرو كرده است. ضروری است كه ابتدا به تعریف این واژه و ریشه شناسی آن و سپس به مصادیق این جرم پرداخت.

 

«تروریسم» كه از فعل «ترور» مشتق شده است در لغت به معنای «ایجاد رعب و وحشت و هراس در بین مردم»و یا «مرعوب ساختن دیگران» می باشد. فرهنگ آكسفورد «ترور» و «تروریسم» را بدین شیوه تعریف می كند: ترور یعنی وحشت فزاینده; یك شخص یا چیزی كه وحشت فزاینده‌ای تولید كند. و تروریسم یعنی توسل به خشونت برای نیل به اهداف سیاسی یا اجبار حكومت به فعل یا ترك فعلی از طریق تولید وحشت در بین مردم.

 

با توجه به تعاریف ارائه شده در فرهنگ آكسفورد برای این واژه‌ها می‌توان گفت تروریسم برای تحت فشار دادن این حكومت از طریق ایجاد وحشت در بین مردم به كار میرود. بر پایه این تعریف می‌توان گفت كه ترور علیه دولت به كار می‌رفته است در حالی‌كه امروزه دولت خود عامل اصلی گسترش ترور برای بسط سلطه‌ی خود و نیل به مقاصد شوم خود می‌باشند و در داخل و خارج مرز‌‌های خود به شیوه‌های گوناگون آن را به كار می‌گیرند.

 

با توجه به ریشه‌ی لغوی واژه‌ی «ترور» و معانی آن همچون «ارعاب» و «وحشت افكنی» امروز می‌توان نمود و مصادیق بسیار بارز آن را در رفتار دولتها دید. و نوع دولتی آن كه در میان سیاستمداران رایج شده است، بارزترین مصداق آن سركوب مخالفان و دگراندیشان در فضای داخلی و حذف آنان در داخل و خارج مرزها و حصار میله‌ها و تهدید و تحت فشار قرار دادن آن‌ها و وابستگان آن‌ها به شیوه‌های گوناگون میباشد.

 

اگرچه تاریخچه ترور بسیار طولانی بوده ولی تروریسم ابتدا در دوران انقلاب فرانسه عمومیت یافته بود كه علیه مخالفان انقلاب به كار می‌رفت. در آن دوره انقلابیون برای مرعوب ساختن و سركوب كردن ضد انقلابیون و مخالفان انقلاب آن‌ها را ترور كرده و در مقابل آن‌ها را «دشمن ملت»قلمداد می كردند. این روند در اكثر انقلاب‌ها وجود داشته و همیشه دگراندیشان و مخالفان قربانی این بی‌نزاكتی سیاسی شده اند. در انقلاب‌های ایدئولوژیك به این رفتار شوم قداستی ویژه می‌بخشند. آن روزها ترور و تروریسم مفهومی مثبت داشت و آن را وسیله‌ی مفیدی برای استقرار نظم در دوران انتقالی بعد از انقلاب می‌دانستند كه در اكثر انقلاب‌ها این روند دنبال شده و گاهاً به آن وجهه‌ای شرعی و الهی داده و آن را ترور مقدس نامیده اند.

 

رهبران انقلاب فرانسه كه از دوران نظام ترور و حذف سر برآورده بودند به تدریج چهره‌ی خشن و ضد انسانی خود را آشكار ساخته و همگان نیز این مقوله را دریافتند. بیش از چهل هزار نفر به بهانه تثبیت انقلاب به تدریج داخل و خارج فرانسه اعدام شدند. این روند اعدام دسته جمعی و فله ای بدون تمییز و تفكیك فرایندی است كه در انقلاب های بعد از انقلاب فرانسه نیز دیده شده است و به صورت اعدامهای دسته جمعی و كشتارهای وسیع و بعضاً تسویه حسابهای درون سیستمی رخ داده است. علاوه بر موارد فوق بعضاً ترورها دارای پشتوانهای ایدئولوژیك بوده و ایدئولوژی تروریستها دست یازیدن به ترور را برای فرد یا گروه تروریست توجیه می كند. تزار روس در سال1881 و رئیس جمهور آمریكا ویلیام مكینلی در سال1905 از جمله ترورهای ایدئولوژیك بوده و عقاید فلسفی فرد تروریست این عمل را موجب شده بود. امروزه امثال این نوع ترورها كم نیستند و روزانه در جای جای پهنهی گیتی و بالاخص در خاورمیانه نمونههای فراوانی از این نوع فجایع به وقوع میپیوندد كه به صورت اقدام علیه انسانهای بیدفاع و غیرنظامی و اماكن عمومی نیز قابل مشاهده است.

 

ولیعهد اتریشی امپراطوری هایسبورگ، فرانز فردیناند در سارایوو توسط یكی از اعضای سازمان جوانان بوسنی به نام گاوریلو پرنسیپ در 28 ژوئن 1914 كه مقدمات جنگ جهانی اول را فراهم كرد بر اساس ظهور اصل حق ملت ها در تعیین سرنوشت خویش به منظور تجزیه امپراطوری هایسبورگ در اروپا شكل گرفت كه توسط دولتهای اروپایی و آمریكا در آن دوره ترویج میشد و رشد تروریسم جدایی طلب در آن دوره رونق گرفت.

 

این شكل تروریسم در مقایسه با تروریسم دوره انقلاب فرانسه واجد فردی بودن وضد حكومتی بودن و همچنین آنارشی طلب بودن ترور بود كه در دوره انقلاب فرانسه حكومتی بوده و برای برقراری نظم و ضد آنارشی بوده است.

 

با توجه به ترورهای صورت گرفته در دوره‌ی انقلاب فرانسه و جدایی طلبیها از امپراطوری عثمانی و هابسبورگ میتوان گفت كه ترورهای صورت گرفته به منظور جدایی طلبی و استقلال خواهی بیشتر با معنای ترور و تروریسم مطابقت دارد و به منظور تضعیف حكومت ها انجام شده است. این ترورها توسط افراد، نهادها و گروههای غیرحكومتی و بعضاً شورشی و استقلالطلب علیه حكومت شكل گرفته است. پس از این دو دوره سیاست ترور و ارعاب رژیمهای توتالیتر و تمامیتخواه و اقتدارگرایی چون آلمان نازی، ایتالیای فاشیستی ، شوروی استالینی، شیلی و آرژانتین باعث دگرگونی و بازگشت به سابق معنای ترور شد و نوع حكومتی آن همانند ترور در فرانسه به منظور استقرار و تثبیت رژیمهای خود انجام می شد. این رژیمهای انقلابی نسبت به حذف وحشیانه و غیر اخلاقی مخالفان خود طی كشتارها و قتلهای سلسله‌وار اقدام میكردند. این روش با تعریف ارائه شده برای ترور در فرهنگ آكسفورد متفاوت بوده چرا كه جان مایه ترور در تعریف ارائه شده برای آن «خشونتی است كه توسط واحدهای غیر دولتی ارتكاب می یابد» اگرچه امروزه ترور و فرایند تروریستی از تعریف خاصی پیروی نكرده و از جانب افراد و گروههای حكومتی و غیر حكومتی به انحاء و عناوین گوناگون برای نیل به اهداف مختلف سیاسی، اجتماع، مذهبی و...انجام می شوند، تمام زوایای زندگی بشری و نظم بین المللی و امنیت بشریت را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است.

 

در قرن هجدهم بود كه تروریسم رسماً وارد ادبیات سیاسی گردید هر چند تاریخچه ی تروریسم با تاریخ بشریت عجین گشته و از قابیل و هابیل با بشریت همراه و همگام گردیده است و از زمانی كه بشر دون نهاد و بی اخلاقی دریافت كه نیل به اهدافش می تواند با ارعاب و ترساندن و رعب افكنی میسر گردد به آن مبادرت ورزیده و از هیچ گونه عمل وحشیانه ای روی گردان نبوده است و ترور از همان ابتدا ابزاری در دست گروههای مختلف نژادی، مذهبی، سیاسی، قومی، حكومت و ... بوده است.

 

سراسر تاریخ یونان باستان‌، امپراطوری رم، خلافت‌‌‌های اسلامی وجنگ‌های داخلی واصلی آمریكا پیوسته درگیر تروریسم بوده است. در بافت مذهبی جوامع بشری قبل از دوران مدرنیته ابزاری در دست گروه‌های اقلیت مذهبی تحت ستم بود، كه علیه حكام ظالم خود می شوریدند ونمونه‌های آن نیز امروزه كم نیستند. یهودیان وابسته به گروه سیكاری در قرن اول میلادی علیه امپراطوری رم به ترور مبادرت ورزیده و با كشتار وآتش زدن انبار مواد غذایی و آلوده كردن آب‌ها حكومت را تحت فشار می‌گذاشتند. گروه‌های اسماعیلیه از نمونه‌های بارز این نوع تروریست‌ها در درون خلافت اسلامی بود، كه علیه مقامات عمومی و حكومتی دست به ترور می‌زدند وبرای دستابی به اهداف سیاسی خویش اقدامات تروریستی را طی دو قرن انجام می‌دادند.

 

با توجه به انواع ترور‌های صورت گرفته در تاریخ می توان آنها را از دیدگاهها و جوانب مختلفی طبقه بندی كرد. انگیزه ی ارتكاب ترور می تواند ملاك خوبی برای طبقه بندی به انواع ترورهای سیاسی، اجتماعی، مذهبی و عناوینی از این دست باشد.گاهی نیز ترورها را می توان با توجه به شخصیت حقوقی یا حقیقی تروریست تقسیم كرد. ترورهای فردی، ترورهای حكومتی یا ترور دولتی و ... كه در تروریسم دولتی می توان آن را نوعی نظام ترور و یا ارعاب محسوب كرد.

 

از آنجایی كه انواعی از واژه ها در ارتباط با ترور وارد ادبیات سیاسی گردیده است تقسیم بندی آن به شكل زیر می تواند برای بازشناسی عمل تروریستی از غیر تروریستی مفید باشد.

 

خشونت افراد بر ضد یكدیگر، خشونت افراد بر ضد دولت، خشونت دولت بر ضد افراد، حمایت و پشتیبانی دولت های خارجه از گروههای تروریستی بر ضد دولت و خشونت دولت ها علیه یكدیگر را می توان به نوعی طبقه بندی ترور با توجه به نوع ترور، عامل ترور و قربانی آن قلمداد كرد.

 

خشونت افراد علیه یكدیگر تنها در حالتی كه شخص قربانی از جمله مقامات حكومتی و یا عالی رتبه كشوری و یا لشكری بوده و به انگیزه ی سیاسی بوده باشد ترور محسوب می شود، در غیر این صورت در قاالب جرائم عادی و عمومی قابل پیگرد بوده و مطابق قوانین هر كشوری بر اساس اصل قانون بودن جرم . مجازات قابل تعقیب خواهد بود.بنابراین خارج از این مقوله این گونه خشونت افراد علیه دولت سازمان یافته بوده و یا فردی می باشد مشروط به اینكه انگیزه ی سیاسی و اهداف سیاسی را در پی داشته باشد می تواند ترور محسوب شده و درغیر این صورت از جمله جرائم عمومی خواهد بود.

 

خشونت دولت علیه افراد كه امروزه پیشرفت عنوان تروریسم دولتی در ادبیات ژورنالیست‌ها مطرح می شود می تواند شیوه های گوناگونی را شامل شده و به عناوین مختلف صورت پذیرد.در این نوع ترورها ، دولت به صورت نظام مند و یا شاید موردی با زیر پا نهادن قوانین و اصول بنیادین و حقوق طبیعی و حقوق بشر و بعضاً حقوق موضوعه داخلی و بین المللی اقدام به حذف و امحا نموده ‌و عمل ترور را شكل می دهد.اگر چه این اعمال را می توان مصادیقی از جرائم علیه بشریت و یا جرائم جنگی دانست و بر اساس مفاد كنوانسیون‌های چهار گانه ژنو1949 و پروتكل‌های الحاقی سه گانه 1977و اساسنامه دیوان‌های كیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا و دیوان كیفری بین المللی آن‌‌ها را واجد شرایط جرائم سنگین بین المللی و تهدید كننده‌ صلح و امنیت جهانی و جامعه‌ی بشری دانست اما با این وجود تفاوتی در ذات جرم نخواهد كرد. چرا كه یك ترور می‌تواند زمینه ساز بحرانی منطقه‌ای و یا جهانی باشد كه صلح منطقه‌ای و جهانی را به چالش بكشد بنابراین می‌توان تحت شرایطی یك ترور دولتی را مشمول مصادیق جنایت علیه بشریت و یا جرم جنگی و یا هر جرم شنیع دیگری كه واجب وصف بین‌المللی باشد دانست.

 

سركوب مخالفان و حذف آن‌ها، ‌حذف گروههای سیاسی، ‌‌‌ قومی، ‌نژادی‌مذهبی، ‌اقلیت‌ها و تسویه حساب‌های درون حكومتی از طرف دولت و یا شكنجه و اعدام‌های گسترده و خارج از چهارچوب قوانین شناخته‌شده به قصد ارعاب و وحشت افكنی و ترساندن مردم به منظور ساكت نگه‌داشتن آن‌ها مشمول موارد تروریسم دولتی است كه دولت‌ها بعضاً به استفاده از این نوع ارعاب و وحشت افكنی برای پایداری و تثبیت خویش و بقای قدرت خود ویا دیگر مقاصد سیاسی مبادرت می‌ورزند.

 

اغلب دولت‌ها از مداخله‌ی مستقیم در یك عمل تروریستی خودداری نموده و با حمایت از فعالیت دیگر گروه‌های تروریستی و پشتیبانی مادی و معنوی و تسلیحاتی آن‌ها از جوانب مختلف آن‌‌ها را تقویت نموده و برای نیل به اهداف خویش یك عامل خارجی را به عمل تروریستی می گمارند. در این موارد برای نمونه یك دولت خارجی با اعزام مأموران و یا تأسیسس گروه‌های تروریستی وحمایتاز آن‌ها سعی در تأثیر‌گذاری بر سیاست داخلی و خارجی در داخل مرزهای خود خواهد داشت.دولت حامی ترور با اعزام مأموران تروریست و هدایت و كنترل آن‌ها مرتكب عمل تروریستی به صورت غیر‌مستقیم شده كه آنرا تروریسم دولتی می‌نامند.نمونه‌های بارزی مانند ربودن سران جنبش‌های رهایی‌بخش ملت‌ها و زندانی و شكنجه كردن آن‌ها، و یا حذف حیله‌گرانه آن‌ها به طریق مختلف و یا ترور سران و سیاستمداران و اشخاص برجسته ملت‌ها و نمونه‌های بسیار زیاد دیگری از این قبیل توسط دولت‌ها و یا سازمان‌های وابسته به آن‌ها هر روزه به وقوع می پیوندد.اعمال سیاست‌های خشونت‌طلبانه دولت‌ها توسط سازمان‌ها و گروههای وابسته به آن‌ها نه تنها برای ترور بلكه گاهی اوقات نیز برای سركوبی بخشی از یك ملت و یا نابودی آن‌ها صورت می گیرد. برای نمونه می توان به سیاست‌های دولت سودان و رئیس جمهوری آن عمر حسن البشیر اشاره كرد كه با مسلح ساختن گروه جنجاوید‌ها و حمایت‌های مالی و نظامی آن‌ها جهت نابودی سیاهان دارفور كه بخشی از سودان به حساب می‌آید سعی در نابودی دارفوریان داشته است. كه پرونده‌ی وی تحت عنوان جرائم جنگی، نسل كشی و جنایت علیه بشریت متعاقب قطعنامه شورای امنیت در دیوان كیفری بین‌المللی تحت پیگرد است. البته نمی‌توان عمل وی را تروریستس دانست اما از جمله اعمال و جرائمی است كه توسط سودان به صورت غیر مستقیم و جنجاویدها به صورت مستقیم ارتكاب یافته است كه بانی آن فرد اول سودان عمر حسن البشیری می باشد.

 

با توجه به تعاریف جرم «تجاوز» در حقوق بین‌الملل عرفی تروریسم دولتی می‌‌تواند به نوعی جرم تجاوز محسوب شده و مشمول صلاحیت ایوان كیفری بین‌الملل گردد و مسئولیت بین‌المللی سران یك دولتو یا عاملان و مجریان آن را موجب شود. خشونت دولت‌ها بر ضد یكدیگر كه بیشتر به شكل جنگ خود را نمایان می‌سازد برای داخل شدن در تعریف ترور جای بحث دارد. گاهی جنگ‌های پارتیزانی و نامنظم guerrilla به سادگی با تعریف تروریسم خلط می‌شود كه این اشتباهی محض بوده و باید از هم تفكیك شوند. در جنگ‌های چریكی و نامنظم اگر چریك‌ها مرتكب اعمالی مانند ترور، آدم ربائی، بمب گذاری در اماكن عمومی و گروگانگیری غیر نظامی می‌شوند می‌توان آنرا داخل در تعریف ترور دانست. در غیر اینصورت نمی‌توان این حركات را تروریستی قلمداد كرد . اگر در جنگ نامنظم اهداف گروههای پارتیزانی مشخص و شفاف بوده و تحت رهبریت یك فرماندهی مشخص و مسئولیت پذیر و با یونیفرم مشخص و دیسیپلین نظامی و مقید به رعایت قوانین و مقررات حقوق بشر دوستانه‌ بین‌المللی و حقوق مخاصمات مسلحانه و كنوانسیون‌های چهار گانه ژنو و الحاقیات آن عمل كنند نمی تواند داخل در حمله تروریستی باشد بلكه در این صورت آن‌ها به عنوان یكی از طرفین درگیر مخاصمه در یك مخاصمه مسلحانه بین المللی و یا یك مخاصمه واجد خصیصه غیر بین المللی محصوب می‌شوند كه پروتكل سوم الحاقی به كنوانسیون‌های چهار گانه ژنو به صورت تفصیلی بدان پرداخته است.

 

اگر اعمال و افعال چریك‌ها صرفاً به قصد ارعاب و تحت فشار قرار دادن یك دولت به هر وسیله ممكن و از هر طریق غیر اخلاقی و غیر اصولی مانند كشتار غیر نظامیان و ارعاب مردم غیرنظامی و زیر پا گذاشتن قوانین مخاصمات و ارتكاب دیگر جرائم باشد مثلاً بمب گذاری در اماكن عمومی یا به آتش كشاندن انبارهای غیر نظامی و مزارع و جنگل‌ها و كشتار بدون تفكیك صورت گیرد مشمول تعریف ترور و جرائم جنگی خواهد بود. اگر چه ارتكاب این امر از طرف دولت‌ها و سازمان‌های وابسته به آنها نیز دیده می‌شود كه در هر حالت جرم محسوب شده و نوعی ترور و ارعاب قلمداد میشود.

 

با توجه به آنچه گفته شد می‌توان چنین اذعان داشت كه «ترور» عملی ‌است غیر اخلاقی و كه بشریت را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است و صلح و امنیت جهانی را به چالش كشیده و بیم آن می‌رود كه جنگ جهانی دیگری را موجب شود.علاوه بر عكس‌العمل دولت‌ها در مقابل آن ، نهادهای بین‌المللی و در رأس آنها سازمان ملل و شورای امنیت و سازمان‌ها و نهادی سیاسی و نظامی منطقه‌ای اقدام به صدور قطع نامه‌ها، انعقاد معاهده‌های همكاری، كنوانسیون‌های جهانی و منطقه‌ای در ارتباط با مبارزه با این جرم شنیع غیر انسانی نموده‌اند.

 

به امید آنکه در سایه‌ی اقدامات انسانی دولتها، نهادهای بین المللی و منطقه‌ای، گروههای آزادی بخش، مدافعان حقوق بشر، ترور و تروریسم و واژه‌های رقت آور از قاموس سیاسی انسانها و دولتها و جنبشها زدوده شده و آرامش و امنیت بر تمامی زوایای زندگی بشری سایه افکند و آمال جامعه بشری به موجب منشور سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر میسر گردد و آن روز هر انسانی برای انسانی دیگر برادری باشد و کبوتران شاملو در آسمان بیصیاد هستی بال و پر آزادی بگسترانند و بشریت به سرنوشت سپید و سادهی خویش به رنگ آزادی وبرابری نائل آید.

 

 

 

 

بازگشت به صفحه اول          این لینک [120] بار مشاهده شده‌است            Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 
 
 

 

 

مانشێت

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

هه‌واڵ

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

ڕاپۆرت‌و ئانالیز

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

مقالات فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

اخبار فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 
 
 

Copyright © 2010 Renaissance. All rights reserved.