RSS Feed

      

دووشه‌ممه، ۱۶‌ی ئۆكتۆبری ۲۰۱۷

Renaissance News Index

 

هیچ کۆمه‌ڵگه‌یه‌ک له‌سه‌ر بنه‌مای نکۆڵیکردن له‌ ئازادیی تاک بنیات نانرێ
« مه‌هاتما گاندی »
 

  مقالات فارسی »» سیاسی           این لینک [239] بار مشاهده شده‌است       Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 

د. قاسملو رهبری کاریزماتیک

 
 

کیهان یوسفی

2010.07.28 - 10:16

 

با تولد حزب دمکرات کردستان ایران، مبارزات ملی ـ دمکراتیک ملت کرد در این بخش از کردستان دچار تحولی اساسی گشته و گام به مرحله‏ای متفاوت و جدید نهاد. در حقیقت حزب دمکرات به رهبری پیشوا قاضی محمد و تأسیس جمهوری کردستان ـ سال 1324 شمسی ـ بذر جریانی منطقی و عقلانی از مبارزات ملی ـ دمکراتیک مردم کردستان را پی‏ریزی کرد.  

 

 

اگر چه زنده‏یاد پیشوا با کاشتن این تخم، پایه‏های مبارزه را بنا نهاد، اما رهبری فرهیخته و اندیشمند، همچون د.قاسملو رسالت توسعه و فراگیرتر نمودن اندیشه‏های پیشوا را برعهده گرفت و حوزه مبارزه را در سطح کردستان گسترش داد و مسئله‏ی کرد را از مسئله‏ای منطقه‏ای به مسئله‏ای جهانی مبدل ساخت.

 

بزرگی و فضیلت شخصیت د.قاسملو به اندازه‏ای مشهود و مشخص است که بعد از گذشت 21 سال از ترور آن بزرگ مرد، تأثیر رفتار و اندیشه‏های او بر مسیر مبارزه در کردستان ایران و بخشهای دیگر کردستان و حتی در سطح سراسری ایران نیز حقیقتی غیرقابل انکار است.

 

در این گفتار بر آنیم که از نقطه‏نظر علم مدیریت نگاهی گذرا به شخصیت د.قاسملو داشته باشیم. نگاهی به شخصیت آن رهبر فرهیخته بیاندازیم تا دریابیم که آیا دبیرکل شهید حزب دمکرات کردستان ایران غیر از نقش دبیرکلی (مدیریت)، رفتار و شخصیت آن شهید توانسته است ویژگیهای "رهبر" و "رهبری کاریزماتیک" را داشته باشد"؟

 

نخست برای تشریح بحثمان تعاریفی از اصطلاحات "مدیریت"، "رهبری" و "تفاوت این دو با هم" و همچنین به شرح و تحلیل اصطلاحات پرداخته و ارتباط میان آنها را مورد بحث قرار می‏دهیم.

 

تعریف مدیریت: فرآیند برنامه‏ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و همچنین کاربرد کلیه منابع قابل دسترس برای رسیدن به هدفهای تعیین‏شده سازمان را مدیریت می‏گویند. به عبارتی دیگر مدیریت "هنر انجام دادن کارها به وسیله‏ی دیگران است".

 

تعریف رهبری: فرایند نفوذ در دیگران و برانگیختن آنها برای همکاری با یکدیگر در جهت تحقق هدفهای گروهی را رهبری گویند. رهبری را اصولاً "هنر نفوذ در دیگران" تعریف نموده، بدان معنا که پیروان به دلخواه و نه از روی اجبار از رهبر تبعیت می‏نمایند.

 

در اینجا برآنیم که آیا د.قاسملو مدیری خوب بود یا رهبری توانمند؟ ضمناً باید این نکته را هم یادآور نمود که یک رهبر می‏تواند مدیر خوبی هم باشد و همچنین مدیر نیز می‏تواند رهبری کند، ولی پرسشی که در اینجا مطرح می‏گردد اینست که تفاوت میان این دو در چیست؟ بعضی از آن تفاوت‏ها که رهبر را در سطحی بالاتر از مدیر برایمان تعریف می‏کند را مورد بحث قرار می‏دهیم:

ـ نفوذ و تأثیر مدیر بر پیروان و زیردستان، نتیجه قدرتی رسمی است که جایگاه سازمانی به او داده است، اما رهبر می‏تواند بر رفتار دیگران و پیروانش تأثیرگذار باشد حتی در خارج از سازمان، بی‏آنکه آن تأثیر و نفوذ از قدرتی نشأت گرفته باشد. اگر چه حزب دمکرات کردستان ایران جنبش محبوب و پیشاهنگ مردم کردستان است، اما نفود و اثرگذاری دکتر قاسملو نه تنها در محدوده حزب و کردستان ایران، حتی تأثیراتش بر بخشهای دیگر کردستان و اروپا نسبت به مسئله‏ی کرد نیز واقعیتی مشهود و غیرقابل انکار است.

 

ـ مدیر اداره می‏کند، در حالیکه رهبر ابداع می‏کند. مدیر امور را نگهداری می‏کند، در حالی که رهبر آنها را بهبود می‏بخشد این نکات هم، آنچنانکه در آغاز بحثمان اشاره‏ای مختصر نمودیم واضح است، د. قاسملو همیشه دارای اندیشه‏ها و متد جدید در شرایط و مواقع دشوار بوده است و همچنین حوزه مبارزه را روز به روز توسعه بخشیده، وسیع‏ نموده و از لحاظ کیفی نیز آن را ارتقاء می‏بخشد.

 

مدیر نظارت می‏کند، در حالیکه رهبر اعتماد می‏پراکند. مدیر وضع موجود را می‏پذیرد، در حالی که رهبر با وضع موجود در جدال است و می‏‏خواهد آن را به آنچه مطلوب اوست تغییر دهد.

 

دوران رهبری د. قاسملو در حزب، اثبات وجود این ویژگیها در شخصیت اوست، روحیه بالای پیشمرگان و کادرهای حزب همیشه با سخنی از آن شهید، سطحش تغییر نموده و همچنین هم حزب و هم د.قاسملو وضع تحمیلی و اسفناک آن زمان و حتی اگر وضع کنونی را هم در نظر بگیریم، وضعیتی دانسته که باید تغییر یابد، مثال بارز و بیانگر این واقعیت هم که تاریخ آن را ثبت نموده عبارت است از: بایکوت رفراندوم سراسری سال 1358 رژیم، محکوم نمودن اشغال سفارتخانه آمریکا در تهران، خارج شدن از شورای ملی مقاومت، مقاومت و ایستادگی در برابر خواست‏های ضدانسانی رژیم ایران و ....

 

تشریح و تحلیل نکات بالا به این دلیل بود که دریابیم د.قاسملو جدای از اینکه دبیرکل حزب بود، رهبری ملی و فرهیخته نیز بود، همچنین برای تأکید بر این واقعیت که ما ملت کرد برای تحقق مطالبات و خواسته‏هایمان به رهبرانی اینچنینی نیازمندیم تا مبارزات طویل ما را به مقصود برسانند، همانگونه که یکی از نظریه‏پردازان حوزه مدیریت به نام "بینس" می‏گو‏ید: "برای بقاء در قرن بیست‏ و یکم به نسل جدیدی از رهبران نیازمندیم".

 

ولی در میان رهبران نیز، همگی همانند هم و هم‏سطح نیستند، جدای از تعاریف رهبران سیاه و سفید، که منظور ما در اینجا رهبران سفید (رهبرانی که برای خدمت به بشریت فعالیت می‏کنند) است که سطح بالای اینگونه رهبری نیز "رهبری کاریزماتیک" می‏باشد. ما در این گفتار بر این باوریم که د.قاسملو ویژگیها و خصوصیات رهبری کاریزماتیک را دارا بوده است، به همین دلیل در اینجا و برای اثبات این حقیقت، به شرح این اصطلاح و شاخه‏های آن پرداخته و آنها را به شخصیت د.قاسملو پیوند می‏دهیم.

 

کاریزما و رهبری کاریزماتیک از آن اصطلاحاتی است که با اندیشمند آلمانی ماکس‏ وبر گره خورده است. کاریزما در لغت به معنی "فرهمند"، یا فرمندی یا به عبارتی دیگر جاذبه استثنایی است.

کاریزماتیک کلمه‏ای یونانی است و به معنی موهبت است.

 

اصطلاح کاریزماتیک به خصوصیت کسی گفته می‏شود که بالشخصه یا به اعتقاد دیگران دارای قدرت رهبری فوق‏العاده باشد. ماکس‏وبر کاریزما را اینچنین تعریف می‏کند: "ویژگی خاص در شخصیت پدیده‏ای". اما رهبری کاریزماتیک به گونه‏ای از رهبری گفته می‏شود که دارای قدرت و توانایی الهام‏بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‏ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری بدون استفاده از پاداش‏های مالی و اعمال زور ارتباط برقرار می‏شود.

 

علتهای مختلفی برای ظهور رهبری کاریزماتیک وجود دارد که یکی از آنها شرایط اجتماعی و تاریخی است. ماکس وبر رهبری کاریزماتیک را پدیده‏ای می‏‏داند که بیشتر در شرایط و وضعیت نادر ظهور می‏کند، که بر این مبنا شرایط بخصوص و تاریخی ملت کرد و فرآیند مقاومت، مبارزه و فعالیت و تلاش این ملت، زمینه را برای ظهور رهبری کاریزماتیک همچون د.قاسملو فراهم می‏نماید. اما روابط میان رهبر کاریزماتیک و پیروانش کدامند که سبب پیدایش و ظهور رهبری کاریزماتیک می‏گردد. لیندهولم (1988) ارتباط رهبری را مانند در دام افتادن عشق می‏داند. ولی گاهی اوقات روابط از نوعی ارتباط است که از رهبر انتظار می‏رود آنها را ارائه یا بر آنها تأکید نماید، که آن نیز می‏تواند تاریخی مشترک یا علتهای اجتماعی باشد. در این مورد نیز د. قاسملو با دارا بودن علم، ذکاوت ، توانایی و تخصص در ابعاد مختلف، به نوعی وزنه‏ای سنگین بود، ولی بنا به این توضیح آنچه را می‏توان از ویژگی رهبری کاریزماتیک به د.قاسملو ربط داد، وجود آن مفاهیم و ارزش‏ها بود که د.قاسملو ارائه و تأکید بر آنها نموده و آن نیز حقوق ملتی تحت ستم و مظلوم بود، که به صورت مستمر تکرار می‏نمود که "رسالت ما، ادامه مبارزه در کردستان تا رسیدن به اهدافمان است". یا اینکه در رابطه با جنگ تحمیل‏شده بر ملتمان می‏گفت: "جنگ ما جنگی مشروع است، مبارزه برای آزادی ملتی تحت ستم". در حقیقت رهبران ابزار روانی ارتقاء ارزش‏ پیروان خود می‏باشند، که آن نیز به نوعی بیانگر این حقیقت است که د.قاسملو چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‏المللی جایگاه یک عضو حزبی را متحول نموده و ارزش بیشتری به آن می‏بخشد.

 

میسنر (1981) نظر جالبی را در اینباره ارائه می‏کند و می‏گوید: "رهبر داستانی را تعریف می‏کند و هنگامی که مردم خود را با "رهبر" پیوند می‏دهند، در واقع خود را با آن داستان پیوند می‏دهند که همه مشترکاً خود را در آن تصور می‏کنند". این داستان نیز داستان حقوق تضییع شده ملت کرد و حق‏طلبی این ملت است که قاسملو راوی این داستان می‏گردد و ملت نیز رابطه‏ای عمیق را میان خود و رهبری احساس می‏کنند.

 

در واقع کاریزما بودن صفتی شخصی است که نتیجه جایگاه و مقام شخص در سازمان نیست، بلکه خصوصیتی خاص است که در رفتار رهبر ظهور یافته و شکل می‏گیرد. در پایان تعدادی از خصوصیات رهبری که نتیجه تحقیقات دو اندیشمند علم مدیریت (اکانگر و کانگو) است که در اینجا تنها به نقل دو مورد از آن و تطابق شخصیت د.قاسملو با آن موارد اکتفا می‏کنیم.

 

ـ رهبران زمانی کاریزما هستند که اندیشه آنان تضاد عمیقی با وضع موجود داشته باشد، ولی با آن وجود نیز آزادی بیان را به پیروان خود می‏‏دهند.

 

در اینجا برای تفهیم بیشتر به ذکر یک نمونه می‏پردازیم؛ در آن دورانی که مارکسیسم ـ لنینیسم اندیشه و ایدئولوژی اکثریت احزاب کردی و حتی سازمان‏های سراسری بود، د.قاسملو در آن انجماد فکری، ایده‏ای به نام "سوسیالیسم دموکراتیک" را به عنوان افق آینده ملتمان مطرح می‏نماید که بعد از گذر چند سال از طرح آن تصویب و تأیید می‏گردد.

 

ـ رهبران کاریزماتیک شاید ریسکهای شخصی زیادی را قبول کنند و هزینه فراوانی برای آن بپردازند و همچنین از خود گذشتگی زیادی برای تحقق اهداف جمعی از خودشان نشان دهند.

 

ترک زندگی و دانشگاه و خانواده و ... اینها همگی یک طرف، حتی نشستن بر سر میز به اصطلاح مذاکره و جان‏باختن و شهادت در راه منافع ملی، ویژگی بارز شخصیت د.قاسملو بود.

 

در پایان باید این را نیز یادآور گشت که سلطه کاریزماتیک د.قاسملو نه از نوع سلطه سنتی، ایدئولوژیکی و دینی، بلکه سلطه‏ای عقلانی بود که آن نیز به سلطه اندیشه پیوند خورده که تداوم مبارزه و وجود استمرار حزب و ملت، تأیید این گفتار است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* این مقاله‌ در‌ ‌روزنامه "کوردستان"، شماره 537 هم چاپ شده‌ است

 

 

 

بازگشت به صفحه اول          این لینک [239] بار مشاهده شده‌است            Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 
 
 

 

 

مقالات نویسنده

 

قلمم لال شده است رفیق
 

نشانی آفتاب؛ یادی از محمدصدیق کبودوند ـ فعال حقوق بشر کردستان
 

کدام ایران و کدام ایرانی؟
 
 

مانشێت

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

هه‌واڵ

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

ڕاپۆرت‌و ئانالیز

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

مقالات فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

اخبار فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 
 
 

Copyright © 2017 Renaissance. All rights reserved.