RSS Feed

      

دووشه‌ممه، ۱۶‌ی ئۆكتۆبری ۲۰۱۷

Renaissance News Index

 

هیچ کۆمه‌ڵگه‌یه‌ک له‌سه‌ر بنه‌مای نکۆڵیکردن له‌ ئازادیی تاک بنیات نانرێ
« مه‌هاتما گاندی »
 

  مقالات فارسی »» سیاسی           این لینک [233] بار مشاهده شده‌است       Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 

وضعیت موجود و ضرورت اقدام

 
 

عه‌تا جه‌ماڵی

2010.05.25 - 23:27

 

یک حرکت مدنی سراسری جهت ابراز اعتراض بدون پشتوانه‌ داخلی، علیرغم تراکم ابزارهای سرکوب و مراکز قدرت در دست حکومت، خود نشان از یک بیداری ملی و درک واقعبینانه‌ یک ملت از چیزیست که‌ همانا ستم ملی خوانده‌ میشود. 

مردم شرق کوردستان در فاصله‌ بیش از سی سال ستم همه‌ جانبه‌ و با از سر گذراندن بسی فراز و نشیبهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و برهه‌های مختلف قیام و شورش و آزمودن شیوه‌های گوناگون مبارزه‌، اینک مرحله‌ای تازه‌ آغاز کرده‌ است که‌ هرچه‌ بیشتر نشان از یکپارچگی ملی دارد. حرکتی که‌ هرچه‌ بیشتر مدنی تر و مدرنتر نشان میدهد.

در این میان احزاب کلاسیک کورد، ضمن نفوذ سایکولوژیکی که‌ در جامعه‌ کوردستان دارند بر آن واقف شده‌اند که‌ این مرحله‌ بسی حساستر از آن است که‌ دست به‌ عمل پراکنده‌ و تکرویهای ایدئولوژیک و حزبی بزنند.

با نگاهی کوتاه به‌ کنشهای گذشته‌ که‌ بیشتر از طرف احزاب و به‌ شیوه‌ پراکنده‌ انجام میشد، به‌ سادگی قابل فهم است که‌ اگرچه‌ هرکدام از احزاب نمایندگی بخشی از مردم کوردستان را در دست دارند، اما در این مرحله‌ تاریخی، نظاره‌گر بودن بخشی از مردم بر حرکت بخش دیگر کاری از پیش نمی برد، بلکه‌ فرصت سرکوب بیشتری در اختیار سیستم حاکم میگذارد، زیرا ملی بودن حرکات را به‌ سطح ایدئولوژیکی و حزبی تقلیل میدهد و از طرفی مشروعیت نظام را برای سرکوب مهیا میسازد.

شاید بتوان با خوانشی آسیب شناسانه‌ بر خیزشهای پیشین و ارزیابی نقاط ضعف آنها، مکانیسمی عملی تر برای آینده‌ ترسیم کرد که‌ بتوان از هم اینک در راستای آن اقدام کرد و واکنشی بودن اعتراضات و خیزشها را به‌ سطحی کنشی و پیشدستانه‌ تعالی داد.

تحلیل تک بعدی برای هر مسئله‌ سیاسی در هر موقعیت زمانی-مکانی شاید نتواند از تحلیلی احساسی و سطحی نگرانه‌ پا فراتر بگذارد، لذا فراختر کردن زاویه‌ دید سیاسی و خوانش چند بعدی از مسائل میتواند هم مبهمات موضوع را واضح گرداند و هم جهت در پیش گرفتن راهکاری اساسی تر مساعدت نماید.

جمهوری اسلامی به‌ عنوان یک سیستم سیاسی دینی و صد غرب طی بیش از سی سال تجربه‌ حکومتی و بخشی از تجربه‌ سیاسی خاور میانه‌ و در بعدی وسیعتر، بخشی از سیاست جهانی توانسته‌ است نقشهای گوناگون را در سطح داخلی، منطقه‌ای و جهانی ایفا کند و جوابگوی نیازهای سیاسی در سطوح و ابعاد مختلف باشد.

سیستمی که‌ توانست در کوتاه مدت حضوری ایدئولوژیک را در منطقه‌ پیدا کند و فاصله‌ شرق و غرب را در خود تعریف کند و شعار نه‌ شرقی- نه‌ غربی سر دهد و با اتکا به‌ شعارهای استقلال و آزادی، مفهومی چون جمهوری اسلامی را بر پایه‌ اصول رادیکال شیعی پایه‌ریزی و تثبیت نماید.

عملکرد جمهوری اسلامی بر این اساس بوده‌است که‌ در دایره‌ یک استقلال سیاسی نامفهوم و گنگ از شرق و غرب، آزادی متبوعان خود را بر پایه‌ اصول دینی اسلامی شیعی طرحریزی نماید و بر همین اساس نهضت حذف و تصفیه‌ را در داخل و صدور و انتشار را در خارج از مرزهای ایران در پیش گرفت.

مقابله‌ با سکولاریستها و به‌ حاشیه‌ راندن غیر شیعیها و تعریفی باژگونه‌ از ملت و سرکوب جنبشهای ملیگرایانه‌ و ضبط دادخواهیهای ملی بر پایه‌ اصول آسمانی و نفی تئولوژیستی مفاهیم مدرن انسانی، سرآغازی خونین بدست این سیستم داد و در این میان ملت کورد به‌ ابعاد مختلف متوجه‌ سرکوب و حذف و تحاشی شد.

از تقسیمات کشوری گرفته‌تا تفرقه‌ مذهبی برای هرچه‌ بیشتر ایجاد گسست ملی و تضعیف وزن مطالبات و تبعید احزاب و گروههای آزادیخواه‌ و ناسیونالیست کورد تا کشتار جمعی و ترور رهبران ملی و خلق بسی مفاهیم خودساخته‌ قانونی و جزایی و ضمیمه‌ کردن آنها بر قانون اساسی از هرگونه‌ مکانیسمی برای چپاندن گرایشات ملی نهراسید و امروز نیز در اوج شرارت هرگونه‌ حرکت فردی و جمعی را در کوردستان به‌ مثابه‌ محاربه‌ و جنگ و هفت تیر کشیدن به‌ خدا تعبیر و به‌ مرگ محکوم میکند.

در مقابل عملکرد جمهوری اسلامی، مردم کوردستان نیز با ادراک و فهم ستم رواداشته‌، سعی بر مقابله‌ و مبارزه‌ و حفظ موجودیت و همچنین اقدام عملی جهت رسیدن به‌ اهداف ملی خود داشته‌اند و تا کنون دو مقطع را پشت سر گذرانده‌ و هم اینک پا در مقطعی تازه‌ گذاشته‌اند.

اولین مقطع که‌ همانا مقابله‌ مسلحانه‌ای بود که‌ با نیرویی چریکی و پشتوانه‌ای همگانی از طرف مردم به‌ مصاف جمهوری اسلامی پا نهاد که‌ علیرغم قربانیان بیشمار نتوانست به‌ عنوان یک نیروی چریکی در جنگ تمام عیاری که‌ جمهوری اسلامی آغاز کرده‌ بود تاب بیاورد و به‌ تبعید احزاب و گروههای سیاسی انجامید. در واقع این مقطع نه‌ فرصتی برای احزاب و گروههای سیاسی در بر داشت که‌ شیوه‌های نوین مبارزه‌ را آغاز کند و خوانشی روشنفکرانه‌ بر جمهوری اسلامی داشته‌ باشد تا فضای اجتماعی کوردستان برای پروژه‌های فرهنگسازانه‌ نظام بر پایه‌ اصول خود مهیا نشود و نه‌ شرایطی هموار برای نظام در دست بود که‌ فضای سرکوب و اختناق را از شیوه‌های عملی و میلیتاری به‌ سرکوب نرم ارتقا بدهد.

بدینگونه‌ کورستان به‌مثابه‌ مذبحی خونین برای صحنه‌ یک فیلم هالیوودی شد که‌ در گیرودار حق و ناحق، خوب و بد، زشت و زیبا، انسانی ترین مفاهیم در صحنه‌ جنگ تحلیل و تفسیر و تعریف شدند.

در مقطع دوم که‌ با خروج نیروهای مبازر و احزاب از مرزهای ایران شروع میشود، جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن یک مکانیسم فرهنگی، عمق کوردستان را هدف گرفته‌ و ریشه‌های خود را به‌ گونه‌های مختلف دواند.

متد ترکیبی آموزش و پرورش، تصاحب رسانه‌های جمعی، منع تحزب، کنترل اطلاعات، ایجاد مشوقهای تحصیلی ویژه‌، سیستم گزینش، نهادینه‌ کردن ارعاب، اسلامیزه‌ کردن مفاهیم حقوق بشری، تقسیمات ایدئولوژیکی بر اساس خودی و غیر خودی، درجه‌بندی کردن مفهوم شهروندی،...و غیره‌ در داخل و تضعیف احزاب و در پیش گرفتن مکانیسم ترور رهبران، اشاعه‌ تومورهای سرطانی در همبستگیهای سیاسی و در نهایت تروریست خواندن آزادیخواهان کورد و مشروعیت بخشیدن به‌ خود جهت حذف فیزیکی و روانی آنها، در کل باعث ایجاد فضایی متفاوت در هر دو طرف مرزها گردید.

فاصله‌ بین گروههای فعال سیاسی و مردم کورد از دو جنبه‌ حائز اهمیت بوده‌، یکی اینکه‌ در این فاصله‌ زمانی و در پی تثبیت فضای عمومی ایران و گردش قدرت، جامعه‌ کوردستان توانست با استفاده‌ از فرصتهای نسبی موجود به‌ یک آگاهی فرهنگی و سیاسی و اجتماعی نسبی دست یابد، به‌ گونه‌ای که‌ از طرفی حضور جوانان کورد در فضاهای آکادمیک و دانشگاهی و تحصیل در رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی و رشد حرکات فرهنگی و هنری، ضمن آنکه‌ خود باعث ارتقای آگاهی از موقعیت و وضعیت انسانی و ملی خود گشت، همزمان به‌ عنوان معضلی ریشه‌ای برای نظام تعریف شد و باعث شد که‌ نظام به‌ عنوان یک مسئله‌ مهم با آن روبرو شود و این خود آغازی دیگر بر تنشی از نوعی دیگر شد. بومی گری در انتخاب دانشگاهها، مشکل تراشی برای تحصیل در مقاطع عالی در رشته‌های حساس و محروم کردن جوانان کورد از بورسیه‌های تحصیلی در کشورهای اروپایی،...

اگرچه‌ همزمان با نکات مذکور، در همین فاصله‌ تثبیت، نظام به‌ هیچ گونه‌ از ایجاد بیماریهای اجتماعی همچون اعتیاد و تخریب نیروهای اجتماعی و انسانی ابایی نداشته‌، اما با تاسیس نهادهای گوناگون خود را از مسبب بودن آنها مبرا داشته‌ است.

با این اوصاف جمهوری اسلامی در پوسته‌ ایجاد فرصتهای شهروندی، عملیات تخریبی خود را در جامعه‌ کوردستان و با مکانیسمی بس عمیقتر و ریشه‌ای تر بر کلیت جامعه‌ عملی کرده‌ است.

جنبه‌ حائز اهمیت دیگر این فاصله‌، روز به روز فراختر شدن گسل اعتماد مابین مردم و احزاب بوده‌ است. طی این سالیان زیادی که‌ گروههای سیاسی که‌ تنها از دور و به‌ شیوه‌های کلاسیک و پیش پا افتاده‌ حضور خود را در جامعه‌ نشان میدادند، از طرفی مردم کورد گروههای سیاسی را بیش از پیش ناکارامدتر می یافتند، چون میزان آگاهی آنها از وضعیت مردم و راهکارهای پیشنهادیشان همسطح زمانه‌ و جوابگوی نیازهای مردم نبود. از طرفی دیگر بر اساس خوانش کلاسیک احزاب از چگونگی عملکرد سیاسی و موضعگیری در برابر نظام، بدون در نظر گرفتن واقعیتهای زیستی-اجتماعی مردم خود به‌ همان شیوه‌ برخورد جمهوری اسلامی در تقسیم جامعه‌ با مردم برخورد مینمود و تعاریفی امنیتی از زندگی عمومی مردم بدست میدادند و مفاهیم خودی و غیر خودی را به‌ شیوه‌ خود بر جامعه‌ پیاده‌ میکردند، جدای از رقابتهای نابجا و ناشیانه‌ حزبی برای تملک تنه‌ سیاسی جامعه‌ که‌ خود مکانیسمی ناآگاهانه‌ بود برای تفریق و ایجاد شکاف در کلیت جامعه‌ کوردستان.

بهرحال در این مقطع شاهد گونه‌ای نا‌بسامانی سیاسی در جامعه‌ شرق کوردستان بوده‌ایم که‌ خود نیازمند راهکاری اساسی است تا باری دیگر به‌ شیوه‌ای دیگر ، جمع بندیی از نوعی دیگر‌ و تعریف هدفی به‌ زبانی تازه‌ صورت گیرد.

در این دوره‌ مناقشات و مجادلات بعضا تند و پرخاشگرانه‌ای مابین روشنفکران و گروههای سیاسی شاهد بوده‌ایم، روشنفکرانی که‌ محصول آنطرف فاصل ایجاد شده‌ بوده‌اند و همزاد و همدم مردم بودند و احزابی که‌ محصول دیدگاهی کلاسیک و صد البته‌ اینک نتیجه‌ یک نمایندگی تلپاتی و از راه دور و اینطرف فاصل بوده‌اند و همچون دو مقدمه‌ یک معادله‌ منطقی به‌ یک نتیجه‌ باید آبستن باشند،نتیجه‌ای که‌ اینک جرقه‌های زادنش نمایان است.

و اما مقطعی تازه‌ که‌ به‌ تازگی بر آن پا نهاده‌ایم و شاید همان سنتز منطقی باشد. ارتباط منطقی بین دو طرف همان معادله‌ منطقی یا همان نقطه‌ تلاقی که‌ فاز و نول بعد سیاسی یک جامعه‌ را آشکار کرد. اعدام چهار فرزند ملت به‌ جرمی سیاسی که‌ پیشترسیاسی بودن و فعالیت سیاسی از دیدگاه حزبی، تنها در چهارچوب احزاب تعریف میشد.

از طرفی جدی بودن خطر بیداری سیاسی ملت کورد را در شرق کوردستان برای سیستم جمهوری اسلامی آشکار کرد و از طرفی احزاب سیاسی تبعیدی کورد را بر تقلیلگرایانه‌ بودن تعاریف مفاهیم جامعه‌ سیاسی و فعالیت سیاسی واقف نمود. زنده‌آگاهی مردم و مطالبه‌ همگانی و کیفرخواست از نظام در قبال ستمهای رواداشته‌ بر ملت کورد، ضرورت مشارکت در یک کورس اعتراضی برای حمایت از مردم را برای احزاب بلاشرط کرد.

اینک ضمن آگاهی از وضعیت جمهوری اسلامی در سیاست بین الملل و تهدیدها و هشدارهای بین المللی بر عملکرد این نظام در زمینه‌های گوناگون و پرهیز از مکانیسم جیفه‌خواری که‌ در مقاطع تاریخی پیشین به‌ جنبشهای سیاسی کورد نسبت داده‌ شده‌ است، با خوانشی ملی گرایانه‌ از وضعیت سیاسی داخلی ایران که‌ در فاصله‌ یک سال گذشته‌ آبستن انقلابی همگانی است و تحرکات سیاسی موسوم به‌ جنبش سبز، لازم مینماید با در اختیار گرفتن پتانسیلهای موجود در کالبد سیاسی کوردستان، سطح و عمق مشارکت و همکاری و همیاری و همخوانی بر اساس مطالبات ملی خود را با این جنبش در نظر گرفته‌ و در این زمینه‌ اقدام شود.

در این میان لازم مینماید که‌ روشنفکران نقش نظارتی خود را بر عملکرد سیاسی احزاب دقیقتر نمایند و اجازه‌ تکرار اشتباهات پیشین را به‌ آنها ندهند، همچنین اهرم فشاری باشند بر کمتر کردن فاصله‌های عملی و راکد کردن گرایشات ایدئولوژیک احزاب برای تفسیرات ضد و نقیض از وضعیت موجود و خنثی کننده‌ عملکرد گروههای گوناگون.

در این راستا پیشنهاد میشود که‌ جهت تفاهم هرچه‌ بیشتر و کانالیزه‌ کردن پتانسیلهای موجود و تمرکز بیشتر نیروهای فکری و سیاسی موجود و به‌ دست دادن خوانشی تازه‌ از این مقطع نوین در فضای سیاسی کوردستان و ضرورتهای عملی کنونی، احزاب سیاسیی که‌ تعهدات ملی را تا کنون در خود پرورانده‌اند به‌ دور از تنشهای ایدئولوژیک و حزبی در فضایی متفاهم و ملی در همایشها و کنفرانسهایی تحت نظارت اشخاص و فعالان سیاسی و مدنی مستقل و همچنین روشنفکران مشارکت نمایند، بلکه‌ ضرفیتهای موجود به‌ گونه‌ای هدایت شوند که‌ اشتباهات پیشین بار دیگر در این مقطع تکرار نشوند.

آنچه‌ را که‌ احزاب در این برهه‌ مستلزم در پیش گرفتن آن هستند:

یکی به‌ همان گونه‌ که‌ تا کنون چنین کرده‌اند از سعی بر تملک فعالیتهای شهدای اخیر پرهیز و زدایش بعد حزبی از فعالیتهای پیشین و استقامت جسورانه‌ ایشان در زندانهای جمهوری اسلامی را در پیش بگیرند و هرچه‌ بیشتر سعی در شناساندن ایشان همچون چهره‌هایی ملی و نمادهایی برای وحدت و پافشاری بر مطالبات ملی نمایند.

با توجه‌ به‌ ابراز آگاهی مردم کوردستان در برابر فراخوان یکدست احزاب جهت یک نمایش اعتراضی، احزاب خود را ملزم بر این نمایند که‌ بیش از پیش خود را مدافع و متابع اراده‌ ملی مردم معرفی کنند و از هرگونه‌ خودمحوری و نسبت دادن این نمایش به‌ فراخوان حزبی اجتناب کنند، زیرا هنوز انتقادهای داخلی بر شیوه‌های عملکرد احزاب به‌ قوت خود باقی است و احزاب موظفند جهت هرچه‌ مردمی تر بودن خود، آیینه‌ای باشند برای انعکاس خواستها و محرکی برای ایجاد تحرکات نظام مند در سطح جامعه‌ باشند.

از طرفی دیگر با وقوف بر اینکه‌ خیزش اخیر به‌ مثابه‌ پایان کار نیست و با درکی عمیق از تهدیدات و فشارهای گوناگونی که‌ از این پس بر مردم معترض وارد می آید و همچنین با نگرشی دوربینانه‌ به‌ قضایای سیاسی و خوانشی چند بعدی از مصائبی که‌ در آینده‌ امکان رخدادنشان قابل انتظار است، جهت ایجاد گفتمانی یکدست اقدام نمایند که‌ در این میان نقش چهره‌های سیاسی مستقل و روشنفکران و سپردن نقش نظارتی به‌ آنها امری ضروری است.

 

 

 

بازگشت به صفحه اول          این لینک [233] بار مشاهده شده‌است            Send this page to your friens    Print this page    Send comment to this page

 
 

نظرها

 
     هیمن بانه   |   2010.05.27
.......................................
رێنێسانس نیوز: به‌رێز هێمن!
بۆچوونه‌که‌ت له‌ چوارچێوه‌ و پرینسیپه‌کانی رێنێسانس دا خۆی نه‌ده‌گرته‌وه‌، بۆیه‌ هه‌مووی سانسۆر کرا. تکایه‌ ئه‌گه‌ر ره‌خنه‌یه‌کت له‌ که‌سێک هه‌یه‌ به‌ به‌ڵگه‌وه‌ باسی بکه‌.
 
 
     هادی صوفی زاده‌   |   2010.05.26
آقای جمالی عزیز!
مطلب بسیار ارزشمند و قابل درکی است. خصوصا" توجه‌ دوسویه‌ جنابعالی هم به‌ ترفندهای نظام و هم به‌ کوته‌اندیشیهای احزاب. تنها یک نکته‌ را مایل بودم یادآور نمایم که‌ درچند سال گذشته‌ احزاب درتبعید ـ که‌ وجودخود را در شکست دیگران می بینند ـ بیشترین نوک حملات خودرا متوجه‌ حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) نموده‌اند. و جهت اثبات ادعا انتشار متنی از حزب دموکرات کردستان ایران علیه‌ پژاک حدود سه‌سال پیش، مصاحبه‌ آقای خالد عزیزی با مجله‌ لڤین حدود دوسال پیش، سخنان خصمانه‌ آقای عبدالله‌ مهتدی هرازچند گاهی و سخنان اخیرایشان با بی بی سی درمورد پژاک و موارد بسیاری که‌همگی درصدد تخریب جریانی بوده‌ که‌ در این چند سال اخیر با متدی جدید و جداگانه‌ ازفرهنگ سیاسی چند دهه‌ گذشته‌ پابه‌ عرصه‌ نهاده‌است و شگرد فعالیت شان نیز کاملا" مشابه‌ نظراتی که‌ شما ارائه‌داده‌اید.باید بخاطر آورد که‌ تنها رسانه‌ای که‌ نگاه‌ فراحزبی و در سطح ملی نسبت به‌ وقایع کردستان دارد از رسانه‌های همسو با این حزب و منجمله‌ تلویزیون نوروز دانست. اما سران این احزاب نتوانسته‌ اند ‌ فاصله‌ ی هرچند اندکی از فرهنگ دگم خود بگیرند. چگونه‌ می توان فراموش نمود که‌ بهنگام کشتار مردم شهر ماکو در چهار سال قبل که‌ در حمایت ازآقای عبدالله‌ اوجالان به‌ خیابانها ریختند ومورد سرکوب وحشیانه‌ نیروهای امنیتی قرار گرفتند که‌ 16 نفر شهید شدند، کسی درسطح رهبری حزب دموکرات کردستان ایران بنام تیمور مصطفایی اعتراض موجود را بخاطر حمل گازوئیل و نفت قاچاق به‌ مرز نام برد! چه‌تغییری درافکار این فرد ایجاد شده‌است که‌ ما نمی بینیم؟ مگر آن شانزده‌ نفر هم مثل این عزیزان اخیر که‌ اعدام شدند کرد نبودند؟ انسان نبودند؟ بنابراین همچنانکه‌ شما به‌درستی اشاره‌ نموده‌ایدنباید این احزاب را به‌حال خود گذاشت تا با شرایط موجود خود راتطبیق دهند. وباید انان بدانند که‌ اگر فرزاد و بقیه‌ به‌ سنبل آزادی و دادخواهی کردستان تبدیل شدند آنان پژاکی بودند و کاری راکه‌آنان دراین چند سال انجام داده‌اندتوهین به‌ آرمانهای فرزاد و فرهاد و علی وشیرین است و حرکات بعداز شهادت این عزیزان که‌ آنان انجام می دهند تنها می توان موج سواری نامید.
با احترام
هادی صوفی زاده‌
 
 

 

 

مقالات نویسنده

 

ژیانی جۆن ستیوارت میل و گۆڕان و پێگه‌یشتنی روانگه‌کانی (به‌شی دوو و کۆتایی)
 

ژیانی جۆن ستیوارت میل و گۆڕان و پێگه‌یشتنی روانگه‌کانی (به‌شی یه‌ک)
 

"فرزاد بر باد"
 

اقلیم کوردستان عراق در سالی که‌ گذشت
 
 

مانشێت

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

هه‌واڵ

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

ڕاپۆرت‌و ئانالیز

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

مقالات فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 

اخبار فارسی

 
 

 

 
 

 

 
 

 

 

 
 
 

Copyright © 2017 Renaissance. All rights reserved.